آیا درست است که [بگوییم] جریان نیرومندی که امام صدر رهبری میکند، از اموال لبنانیان مقیم خارج تغذیه میشود و امام صدر این داراییها و اموال دولتی را که به مجلس اعلای شیعیان اختصاص یافته، برای خریدن مردم و جذب آنان صرف میکند.
آیا درست است که رئیس پارلمان چنین سخنی را با جدیت و بدون طنز گفته باشد؟
آیا درست است که بگوییم امام صدها هزار لبنانی را که امروز با امام صدر همصدا شدهاند، خریده و با پول آنان را جذب کرده است؟
صدها اندیشمند و فرهیخته از هر فرقهای، از جنبش و خط امام حمایت کردهاند، بدون آنکه او را شخصاً بشناسند. آیا اینان را نیز امام با اموال لبنانیان مقیم خارج و اموال دولتی خریده است؟
در هر حال، اموال اختصاصیافته از خزانۀ دولت به مجلس شیعیان، که حتی برای تأمین حقوق کارمندان مجلس نیز کافی نیست، کجا و اموال اختصاصیافته به ریاست پارلمان که به میلیونها لیره میرسد، کجا! اموالی که به مجلس اعلا میآید، تنها از لبنانیان مقیم خارج نیست، بلکه افزون بر آن لبنانیان مقیم داخل نیز هدایای خود را به مجلس میدهند و در این میان، سهم تهیدستان بیش از ثروتمندان است. آنان با چشم خود میبینند که این اموال کجا میرود. امام محلی را که میلیونها لیره قیمت دارد، برای مجلس خریده و مؤسساتی اجتماعی را پایهگذاری کرده است که هزاران نفر در آنها مشغول به کار هستند. امام قبلاً نیز از مخالفان خود خواسته بود که اگر میتوانند، ثابت کنند که او ملکی یا لوازمی یا حتی یک درخت برای خود یا خانوادهاش دارد.
عالیجناب، حرام است که به گزاف تهمت بزنیم و کسانی را که زندگی ساده و زاهدانهای دارند، متهم کنیم، در حالی که خودمان در کاخها زندگی میکنیم.
...آشنایی من با آقای کامل اسعد، به سی سال پیش بازمیگردد؛ وقتی که هر دو دانشآموزانی نوخاسته بودیم.
من شاهد بودم که وزرا و نمایندگان و طرفداران به او احترام میگذاشتند و او موقعیت و نفوذ پیدا میکرد و برای ریاست موروثی آماده میشد، در حالی که همسن و سالان او برای تحصیل علم یا تأمین روزی خود سختی میکشیدند و مجاهدت میکردند.
یکبار در منزل پدریاش در بحمدون الضیعة با او دیدار کردم. او خواست با من دربارۀ موضعم نسبت به فرزندان خاندانهای سیاسی موروثی بحث کند. آن روز به او گفتم: تبعیض میان خاندانها با نظام دموکراتیک جمهوری و بلکه با قانون اساسی که بر مساوات مطلق میان شهروندان تصریح دارد، ناسازگار است. من همانگونه که پیش از ورود کامل اسعد به زندگی عمومی، تلاش کردم با او به تفاهم برسم، بعد از آن نیز تا سال گذشته به این تلاش خود ادامه دادم. من از بحث و مناقشه با افراد زرنگ و تیزهوش ناامید نمیشوم، ولی از مدارا کردن با متکبران پرهیز میکنم.
اگر رئیس پارلمان به حافظۀ خود رجوع کند، درمییابد که منطق شفاف و خالصانۀ من برای او سودمندتر از نظر افراد دورو و چاپلوسی است که با ریاکاری خود، حاکمان و رؤسا را گمراه میکنند و در نتیجه، آنان را دچار غرور میکنند و این غرور، آنان را از دیدن حقیقت باز میدارد. این همان چیزی است که میتوانیم عبارت «کوری تاریخی» را دربارۀ آن به کار ببریم.
