انگیزۀ سوم ایمان به انسان به عنوان اولین و آخرین سرمایۀ لبنان و ضرورت تأمین فضای مناسب برای پرورش قابلیتها و شکوفایی استعدادهای او است.
این سه انگیزه بهروشنی نشان میدهد که این جنبش به مشکلات محرومان اهتمام میورزد و از آنجا که بیشتر محرومان در لبنان از شیعیان هستند، آنان به واسطۀ روابطی که با من دارند، قدرت تحرک و پویایی جنبش را تأمین میکنند.
در طی مسیر دراز این جنبش، که سالها پیش در حرکتی آرام و مطالبهآمیز شروع شد و در سالهای اخیر شدت گرفت، مجموعههای بسیاری از تحصیلکردگان و دانشجویان و کارگران به این جنبش پیوستند و حمایت خود را از آن اعلام کردند. بنابراین، میتوان این جنبش را جنبش محرومان و آرزومندان آیندهای بهتر برای میهن به شمار آورد.
آیا حضرت عالی تصوری سیاسی برای اهداف این جنبش دارید؟ به ویژه آنکه لبنان در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری است و این تنها فرصت برای ایجاد تغییر و تحول در لبنان به شمار می آید، اگر اصلاً تغییر و تحولی در کار باشد.
پیش از پاسخ به این سؤال دوست دارم تأکید کنم که من در کار برپایی عدالت برای محرومانی که مسئولیتشان را بر عهده دارم، منتظر همکاری یا همپیمانی یا توافق سیاسی خاصی نمیمانم، بلکه این مطالبهای بیقید و شرط است که باید در هر حال برآورده شود. ولی درمورد مسائل ملی و تصویر کردن فردای لبنان، خود و همراهانم را اعضای گروهی میدانم که با دیگران برای انتخاب گزینۀ بهتر همکاری میکند و نمیخواهد دیدگاهی را بر دیگران تحمیل کند. از این رو، میتوانم موضع خود را در دو مورد زیر خلاصه کنم:
اوّل. همکاری و تلاش برای تحقق مطالبات و حمایت از هر فرد یا گرایشی که عهدهدار برآوردن این مطالبات شود و ما به صداقت و توانایی او برای برآورده کردن آنها در حال حاضر و در آینده، اعتماد داشته باشیم.
دوم. به همۀ لبنانیان پیشنهاد میکنیم با لغو فرقهگرایی یا متحول کردن شیوۀ اعمال آن، پیشرفتی ژرف در ساختار سیاسی کشور پدید آورند؛ بهگونهای که چهرۀ وطن به کمال رسد و تعامل همهجانبه میان هموطنان به وجود آید و ازهمگسستگی کنونی در همۀ امور کشور پایان یابد. برای آنکه فرصت برای همگان فراهم شود، باید همۀ وابستگیها و انتسابها، به جز وابستگی ملی، کنار گذاشته شود تا استعدادهای لبنان برای استقبال از آینده و دفاع در برابر دشمن و موفقیت در برخورد با معضلات عرصۀ تمدن، شکوفا شود.
تجربههای جهانی در ساختن کشورها، فراروی لبنانیان است و هیچکس از اصول تشکیل دولت ناآگاه نیست، ولی مشکل لبنان در ضعف اعتماد متقابل میان هموطنان است. این ضعف پیوسته در حال گسترش است تا جایی که جرگهسالاری[33]، احزاب و باشگاهها و مدارس و دانشگاهها را میبلعد و ازهمگسستگی را بیشتر میکند. بیماری و درمان آن در اینجا نهفته است. جنبشی که همۀ لبنانیان به آن اعتماد داشته باشند، میتواند این مشکل را حل کند.
درمورد ریاستجمهوری آینده میتوانم بگویم من به عنوان شهروندی که به اصول و مبانی بیش از
[33]. الفئویة.
