باید در پرتو پایبندی به برنامهای معین و تلاش برای به موفقیت رساندن اهداف و نه اشخاص تحقق یابد. سه نفر از کاندیداها در انتخابات نبطیه به مبانی و اصولی که ما در جنبش محرومان سرلوحۀ کار خود قرار دادهایم، ابراز پایبندی کردند. دو نفر از آنان انصراف دادند و دکتر رفیق شاهین باقی ماند و از نظر مردم او کاندیدای جنبش به شمار آمد. یک هفته پیش از انتخابات نبطیه، یکی از مسئولان رده بالا به من گفت: «انسان نمیتواند با شهروند جنوبی وارد جنگ شود.» از حسن تصادف، روزنامۀ النهار در روز انتخابات، در عنوانی در صفحۀ نخست خود، این انتخابات را «میدان جنگ و دعوا» خواند. درحقیقت دیدگاه رایج در لبنان این است که شهروند جنوبی، آرام و مسالمتجو و در بسیاری اوقات «طرفدار نظام» است و شاید عامل اصلی محرومیت او نیز در همین برداشت نهفته باشد.
لازم بود که این تصور اصلاح شود. با این اصلاح ثابت شد که شهروند جنوب از مظاهر قدرت دولت نمیهراسد و خدمات دولت، او را نمیفریبد و از خطرهای ناشی از مخالفت با دولت نمیترسد. این موضع یا اصلاح فضای سیاسی، مسیر ما در آینده خواهد بود.
در ابتدای سخنان خود دربارۀ انتخابات نبطیه، از جنبش محرومان نام بردید. جنبش محرومان چیست؟ آیا جنبش فرقه ای و نمایندۀ محرومان شیعه در جنوب است یا جنبشی برای همۀ محرومان لبنان؟ یا اینکه جنبشی سیاسی است که محرومان پایگاه مردمی آن است؟
انگیزههای اصلی این جنبش، ابعاد آن را بهطور دقیق مشخص میکند. ایمان به خدا نخستین انگیزۀ این جنبش است، البته ایمان به معنای درست آن که از اهتمام به امور رنجدیدگان جدا نیست.
قرآن کریم میفرماید: ﴿أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ.﴾[31]
در سورۀ بلد نیز آمده است: ﴿أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِ وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ فَکُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ.﴾[32]
پیامبر(ص) نیز فرموده است: ما آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِر مَن باتَ شَبعاناً و جارُهُ جائِعٌ (هرکس شب با شکم سیر بخوابد، در حالی که همسایهاش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.) امثال این عبارات را در همۀ کتابهای دینی پیدا میکنید. بنابراین، ایمان به خدا، ما را بر آن میدارد که با همۀ توان برای محرومیتزدایی از محرومان، از هر گروه و فرقه و منطقهای که باشند، تلاش کنیم.
انگیزۀ دوم، ایمان به میهن و ضرورت ایستادگی در برابر خطرهایی است که آن را تهدید میکند. در رأس این خطرها، معضل ناشی از تفاوت در سطح زندگی هموطنان است که در برخی مناطق این تفاوت به بیست برابر میرسد. این نیز یکی از انگیزههای جنبش ماست که طبیعتاً این درمورد همۀ هموطنان محروم یکسان است و فرقی میان آنان نیست.
[31]. «آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وا نمیدارد.» (ماعون، 1-3)
[32]. «آیا برای او دو چشم نیافریدهایم؟ و یک زبان و دو لب؟ و دو راه پیش پایش ننهادیم؟ و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد. و تو چه دانی که گذرگاه سخت چیست؟ آزاد کردن بنده است، یا طعام دادن در روز قحطی، خاصه به یتیمی که خویشاوند باشد، یا به مسکینی خاک نشین.» (بلد، 8-16)
