دلایل و قراینی که درمورد تجاوزها و طمعورزیها و بلکه فعالیتهای آن در دست داریم، وضعیت دفاعی ما، حتّی یک گام به جلو نرفته است و بلکه برعکس، نسبت به گذشته عقبگردهای خطرناکی کرده است.
دولت، مشکل را اینگونه مطرح میکند، در حالی که همانطور که میدانیم، واقعیتها نشان میدهد که این مبانی درست نیست. دفاع در داخل خاک لبنان جنگ با اسرائیل شمرده نمیشود. تاریخ روابط بینالملل، پر از موارد ایستادگی دولتها در برابر نیروهایی است که به خاک آنها وارد شده یا حریم مرزهای هوایی آنها را نقض کردهاند و در نهایت نیز بحران با چند تفاهمنامه پایان یافته است. چندین بار شنیدهایم که اینگونه برخوردها میان چین و شوروی و میان آمریکا و شوروی و حتی میان اسرائیل و ایالات متحدۀ آمریکا رخ داده است. اسرائیل یکبار به سوی کشتی آمریکایی لیبرتی شلیک کرد. دفاع از خود حقی مشروع و وظیفهای اساسی است و هیچکس ما را به سبب آن محکوم نمیکند.
ثانیاً، اینکه اسرائیل قدرت دارد، سخن درستی است، ولی امروزه تنها نیروی نظامی برای تجاوزگری کافی نیست. وضعیت بینالمللی اسرائیل و تأثیر جنگهای خاورمیانه بر مسائل بینالمللی، سبب شده است که جنگ تا حد بسیاری تحتتأثیر شرایط سیاسی و اقتصادی باشد و نمیتوان گفت که اسرائیل در این زمینهها قدرت مطلق دارد، چراکه لبنان توانمندیهای فراوانی دارد و ظرفیتهای بسیار.
ثالثاً، درست است که لبنان، در سایۀ توانمندیها و روابطش و حمایت دولتهای عربی و احترام جهانی به دموکراسی و تاریخ و سطح بالای لبنانیان، قادر است در برابر تجاوزها بایستد، ولی باید همۀ این توانمندیها با موضعی قاطعانه در ابتدای راه همراه باشد، یعنی باید فداکاری و ایستادگی کرد، باید جرقه را زد. پس از آن است که نوبت به آن توانمندیها و قدرتهای معنوی میرسد و میتواند قدرت نظامی و مادی را تقویت کند و بدینترتیب، همۀ معادلات دگرگون میشود. تصوّر نمیکنم که برای این امر به دلیلی روشنتر از وضع فلسطینیان و اینکه چطور آنان همۀ تواناییها را در راه مصلحت خود بسیج کردند و تناقضها را کنار گذاشتند و یا به دلیلی واضحتر از جنگ اکتبر و پیامدهای آن نیاز باشد.
رابعاً، دنیا به این کشور کوچک و آرام و صلحطلب احترام میگذارد، ولی اگر این کشور در برابر ظلم تسلیم باشد، فقط برای او دلسوزی میکند. احترام وقتی حاصل میشود که دنیا ببیند این کشور کوچک، با اخلاصِ کامل در برابر قدرتهای ستمگر ایستاده است؛ وقتی که این کشور بتواند دنیا را در برابر تصویر دردناکی آمیخته با دلاوری و قهرمانی قرار دهد. وضع کشور سوئیس در جنگ جهانی دوم و ایستادگی آن در برابر آلمان نازی و همچنین پایداری کشور سوئد در برابر تهدید شوروی و دلاوریهای فنلاند، از وضع کنونی ما فاصلۀ زیادی ندارد.
بنابراین، خطر بزرگ وقتی است که اوضاع دگرگون شود، هموطنان به کشور خود کافر شوند و دوست و دشمن از دروغ بودن بیانیههایی که دولت صادر میکند، پرده بردارند. آنچه خطر را دوچندان میکند، عبارت است از بیصاحب بودن سرزمین و صادقانه نبودن مواضع.
در برهۀ اخیر، مسئولان حکومت در همۀ رده ها، از ریاست جمهوری تا رئیس پارلمان و حتی دستگاه های تبلیغاتی می گویند چنین سخنی که جناب عالی و دیگر مخالفان می گویید، درحقیقت با این هدف است
