نیازی به برنامهریزی ندارد.
به نظر من، مسئلۀ دفاع از وطن و دفاع از هموطنان، نیاز به برنامهریزی ندارد. اینکه انسان میان دفاع کردن و دفاع نکردن سردرگم باشد و دربارۀ آن فکر کند، بینهایت نابخردانه است و به معنای بیاعتنایی به واقعیتهای کشور و شانه خالی کردن از مسئولیت است. باید ابتدا دفاع را شروع کنیم و برای دفاع کردن تصمیم بگیریم و سپس درمورد امکانات و ابزارهای دفاع فکر کنیم. من مطمئنم با اولین گلولهای که ارتش لبنان شلیک کند، اعتماد مردم به دولت و همچنین روابط میان هموطنان در جنوب و دیگر مناطق لبنان دگرگون خواهد شد و همۀ لبنانیان احساس مسئولیت خواهند کرد و با شور و اشتیاق برای دفاع از وطن مالیات خواهند داد و حتماً روابط لبنان و فلسطین متحول خواهد شد و ما در گفتوگو با فلسطینیان به موضعی مشخص دست خواهیم یافت، چون ما اکنون موضعی نداریم. روابط لبنانی- عربی نیز دگرگون خواهد شد، چون موضع آنان (اعراب) در حال حاضر جنبۀ کمک و همکاری دارد، در حالی که اگر ما وارد صحنه شویم و آنان را نیز به صحنه بکشیم، بر خلاف میلشان همهچیز به ما خواهند داد.
در این صورت، روابط لبنان با جهان نیز تغییر خواهد کرد. دنیا امروز تصور میکند که جنوب لبنان سرزمینی رها شده است و کسی نیست که از آن دفاع کند و این خطرناکترین مسئله است. هیچکس از سرزمینی که مردم آن از آن دفاع نکنند، دفاع نخواهد کرد. مثل قدیمی عربی چه نیک گفته است: «دعوا دماً ضیّعه اهله.»[30]
ولی آیا گمان نمی کنید که دعوت شهروندان جنوب به دفاع و مقاومت، مخاطرات بسیاری در پی داشته باشد؟ ما می دانیم که اکثر آنان بی سلاح هستند.
وقتی به وضع شهروندان جنوب نگاه میکنم، به یاد مصیبت ملت فلسطین میافتم. آنان پیش از سال 1948 دربارۀ مشکل خود فکر میکردند، مطالعه میکردند، تحلیل میکردند و طبیعتاً تحلیلهای نو و بدیعی به دست میدادند. بعد از سال 1948، یعنی پس از مصیبتی که بر آنان وارد شد، از مطالعه و تحلیل، به درخواست کمک از اعراب و جهان رو آوردند و همانطور که همه میدانیم، نه تحلیل کردن برایشان سودی داشت و نه درخواست کمک. سپس تصمیم گرفتند سلاح به دست بگیرند. ناگهان اوضاع تغییر کرد و امید به میانشان بازگشت. با بررسی دورۀ زمانی میان شلیک نخستین گلوله به دست فلسطینیان در سال 1965 تاکنون، درمییابیم که دمیده شدن امید در میان فلسطینیان فاصلۀ زیادی با شلیک نخستین گلوله نداشت. تکرار میکنم: ما باید ابتدا دفاع را شروع کنیم، بعد دربارۀ آن فکر و برنامهریزی کنیم. به نظر من، وضع شهروندان جنوب دو مرحلۀ اولیه را پشت سر گذاشته است: مرحلۀ تحلیل و بررسی و مرحلۀ درخواست کمک، چه از مقامات لبنانی و چه از اعراب. آنان دربارۀ اهمیت جنوب برای لبنان و جهان عرب تحلیلهای بدیعی به دست دادند و از رهگذر تحقیقات خود، اهمیت راهبردی و اقتصادی جنوب را روشن کردند و پژوه شهای لازم را دربارۀ آبهای جنوب و حاصلخیزی زمین و امور دیگر مطرح کردند و گفتند: اگر اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کند، قدرت آن حداقل سی درصد افزایش مییابد که این به معنای افزایش خطر برای کلّ جهان عرب
[30]. خونی را که صاحبان آن ضایع کردهاند، رها کن.(بر مردۀ غریب آنقدر گریه کن که کور نشوی.)
