ارزشمندترین جنگ در تاریخ اسلام جنگ بدر است. قرآن کریم میگوید: ﴿وَ لَوْ تَوَاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعَادِ[28] وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْراً کَانَ مَفْعُولاً﴾ [29]
رویارویی با دشمن دشوار است. زندگی عزیز است. جسم انسان تحمل تیر و گلوله را ندارد. درست است؟ همۀ اینها درست است، ولی امام حسین را به یاد آورید. او نیز خانواده و فرزند داشت. نشنیدهاید که عبدالله بن حسن وقتی دید که شخصی شمشیرش را بالا برده تا عمویش حسین را بکشد، دستش را جلوی شمشیر گرفت تا از امام حسین دفاع کند و در نتیجه، دستش قطع شد. آیا ما بیسلاحتر از عبدالله بن حسن هستیم؟ با اسلحههایمان دفاع میکنیم. اسلحهای برای دفاع کردن وجود ندارد؟ با چنگ و دندان یا هرچیز دیگری دفاع میکنیم. مگر آنها میتوانند یک ملت را بکشند؟ نه.
[...] دورۀ اسرائیل نیز به پایان میرسد؛ همانگونه که دورۀ بنیامیه به پایان رسید. وضع ما بهتر از فلسطینیان است. کار آنها سختتر بود، چون افزون بر وجود همه وسائل گمراهگری و زورگویی و خوارسازی، آنها در سرزمین خودشان نبودند؛ در اردوگاه به سرمیبردند؛ هرگونه تجمع و حمل اسلحه و آموزش نظامی برای آنها ممنوع بود. قبل از سال 1967 را به یاد دارید؟ همه به یاد داریم که اوضاع چگونه بود.
من گواهی میدهم که شما حسینیان این عصر هستید. راه ما این است. مفهوم عاشورا این است. عاشورای امسال مفهوم دیگری متفاوت با سالهای قبل دارد، چراکه میبینیم اسرائیل پس از زمینهسازی، شروع به اجرای نقشۀ خود کرده است. سالهای گذشته مراسمهای ما در عاشورا به معنای پاسداری از میراث شیعه بود تا آن را به ملتی زنده و فرصتی مناسب تبدیل کند. اکنون این فرصت پیش آمده است. پس اجازه دهید همان سخنی را که امام حسین در آخرین شب حضور خود در مکه گفت، خطاب به شما بگویم: «هر یک از شما حاضر است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را برای ملاقات پروردگار آماده کرده است، همراه ما حرکت کند. من ان شاء الله صبحگاهان حرکت خواهم کرد.»
این نبرد، نبردی مستقیم و رودرروست. این نبرد، باسواد و بیسواد، پیر و جوان، زن و مرد و عالم و غیرعالم نمیشناسد. نبرد امت است؛ نبرد دفاع از سرزمین و کرامت و دین است و همه باید در آن حضور داشته باشیم.
ای سرور من، ای اباعبدالله ما در این روز بزرگ با تو پیمان میبندیم که با خون خود ، یاد تو را زنده بداریم و تاریخ تو را رقم بزنیم و وجود تو را با خونمان احیا کنیم. ارادۀ ما بر این است. برادران باوفایی که
[28]. «روزی که دو گروه به هم رسیدند.»
[29]. «و اگر شما با یکدیگر زمان جنگ را تعیین میکردید، باز هم از آن تخلف میورزیدید تا کاری که خدا مقرر کرده است،واقع شود.»
