و به سفارش همدیگر به حق نیازمندیم. بنابراین، باید فضا و محیط و جامعهای وجود داشته باشد که افراد آن یکدیگر را به اسلام و حق و شکیبایی سفارش کنند تا بتوانیم از ایمان و عقیده و کار نیک خود پاسداری کنیم. ممکن نیست در دلهایمان ایمان داشته باشیم، ولی اهل عمل نباشیم. ممکن نیست در دل و جسم خود ایمان داشته باشیم، ولی در جامع? کافری زندگی کنیم که بر پای? روابط و اصول غیر اسلامی اداره می شود. بنابراین، باید ایمان را در دل و عقل و جسم و جامع? خود وارد کنیم تا اسلام اصالت متکامل خود را بازیابد.
اما دربار? وظیف? علما، فکر می کنم همین که حقیقت ناب اسلام را برای مردم بیان کنند، کافی باشد. وقتی حقیقت اسلام با زبانی مناسب و نرم مطرح شود، خودِ جوامع و مسلمانان پیش از همگان درخواهند یافت که درمان هم? گرفتاری ها، مشکلات و عقب ماندگی هایشان در اسلام است. بنابراین، وظیف? علما در زمان حاضر ارائ? درست و مخلصان? اسلام با قلب و زبان است، بهگونه ای که از رهگذر عجز و ناتوانی اسلام در پی مجد و عظمت خود نباشند.
شما دربار? اجتهاد صحبت کردید، ولی شرط هایی را که از نظر شما باید در مجتهد وجود داشته باشد، ذکر نکردید.
این سؤال نیز مربوط به من است. گفتیم که اجتهاد یعنی به کاربستن هم? تلاش خود برای کشف حکم شرعی از ادلّه. بنابراین، مجتهد باید از ادل? شرعی که منبع تشریع و قانونگذاری است، آگاه باشد. آگاهی از این ادلّه به کارشناسی و تمرین نیاز دارد تا روح استنباط و اکتشاف حکم در پرتو مقایس? روایات و متون با یکدیگر و نتیجه گیری از هم? آنها در او به وجود آید. می دانیم که اگر بخواهیم حکم اسلامی موضوعی معین را به دست آوریم، باید به قرآن کریم، سنت پاک نبوی، سیر? اصحاب، آرای ائمه، اجماع و عقل مراجعه کنیم که برخی معتقدند قیاس و استحسان و تکیه بر مصالح مرسله نیز جزء ادلّ? عقلی است. اگر چنین تعبیری درست باشد، آشنایی با این مسائل به مطالعات و تحقیقات گسترده نیازمند است و پس از تحقیقات، ملکه، یعنی توانایی درونی برای کشف حکم حاصل می شود. بنابراین، مجتهد باید در ادبیات عرب و منابع شرعی کارشناس باشد و در این زمینه به اندازه ای ممارست کند که ملک? اجتهاد را به دست آورد. البته، پیش از هرچیز باید عادل باشد، یعنی خدا را نافرمانی نکند و مرتکب گناهان کبیره نشود و بر گناهان صغیره نیز اصرار نداشته باشد. اینکه می گوییم عدالت شرط است به سبب آن است که در روند کشف حکم و فکر کردن برای آن بی طرف باشد. در این صورت، می تواند احکام را کشف کند و آنها را خالصانه به مردم ارائه دهد.
دربار? حکم ازدواج با زنان غیرمسلمان در شریعت اسلام، بیشتر فقها ازدواج با زنان اهل کتاب، مسیحی یا یهودی، را حلال می دانند. در مذهب شیع? جعفری نیز ـ البته با کسب اجازه از شما ـ دو نظر در این باره وجود دارد. برخی از فقها و صحاب? ما نیز ازدواج با زنان اهل کتاب را جایز نمی دانند، ولی اکثراً آن را جایز می دانند. [نظر شما چیست؟]
آنچه در این سؤال آمده، درست است. در چارچوب بحث دربار? چندهمسری، به آی? «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً» استناد شد و گفته شد که این حکم
