گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 315

ما از پژوهش ها و بررسی های نظری سیراب شده ایم و به پژوهش های تطبیقی و عملی مطابق با واقعیت های موجود نیازمندیم. به عقید? من هیچ مشکلی در زمین? تشریع اسلامی وجود ندارد. هم? آنچه استادان و علما گفتند درست است و ما از شنیدن آن خرسندیم، زیرا روش شناسی، ما را بر آن می دارد که اولاً، به دنبال راهی برای انتقال افکارمان به این جوانان باشیم و کاری کنیم تا از آنچه می گوییم بهره ببرند، ثانیاً، وحدت موضوع را حفظ کنیم. در مباحث ما وحدت موضوع وجود ندارد. ما در تحلیل ها و پاسخ هایی که به تحلیل ها می دهیم و، همچنین، در سخنرانی هایمان به ده‌ها موضوع می پردازیم و، متأسفانه، همه را با عنوان عام تشریع اسلامی مطرح می کنیم. بحث تشریع اسلامی ده‌ها و بلکه صدها موضوع دارد. از این رو، پیشنهاد می کنم به روشمندی و علمی‌بودن مباحث خود توجه کنیم و پاسخ ها نیز کوتاه باشد. لازم نیست وقتی سخنان تحلیل‌گری مشکلی ایجاد نمی کند، در صدد پاسخ‌ دادن و اعتراض به آن برآییم. متشکرم.

نقد و نظر استاد مصطفی الزرقاء

استاد دانشکد? شریعت دانشگاه اردن

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم ورحمةالله، برادران و خواهران گرامی،

من سر خط مطالب را در یک صفحه و نیم نوشته بودم تا دربار? آن‌ها صحبت کنم، ولی از هم? آن‌ها صرف نظر کردم و یادداشت‌های خود را بر روی صندلی گذاشتم و صلاح دیدم به پیروی از برادرمان، استاد گرامی ادریس الکتانی، همه بر ارائ? تحلیل خود پافشاری نکنیم. نکاتی که برخی از استادان گرامی مطرح کردند، همان نکاتی بود که من در نظر داشتم، هرچند می خواستم از زاوی? دیگری به آن‌ها بپردازم. ولی ترجیح دادم به سبب تنگی وقت و خستگی حاضران - که استاد الکتانی به آن اشاره کردند - به آنچه مطرح شده بسنده کنم و از نکات مورد نظر خود صرف نظر کنم، زیرا می توان نشنیده ها را با توجه به شنیده ها دریافت و با توجه به شنیده ها به نشنیده ها پی برد. با این حال، دوست داشتم سخنانی مطرح کنم که رنگ و بوی موعظه و تذکر برای خودمان داشته باشد و فکر می کنم این مسائل در ذهن هریک از استادان بزرگوار نیز وجود داشته باشد و من آن را بیان می کنم، هرچند ممکن است هم? استادان به خود اجاز? گفتن چنین مطالبی را ندهند. این نکات نه دربار? سخنان مطرح شده است و نه دربار? ساختار برنامه، بلکه دربار? تفکر اسلامی است و سخنرانان باید به آن توجه کنند.

ما در زندگی اسلامی خود از تناقض میان گفتار و رفتار و میان عمل و عقیده رنج می بریم. نمی خواهم سخنانم را طولانی کنم و یک یا دو مثال کوتاه می زنم تا ما را از توضیحات بسیار بی نیاز کند. مثلاً مردی را می بینیم که جزء نیکوکاران است و در هیچ‌‌یک از واجبات و عبادات خود از نماز و روزه و زکات و حج و غیره کوتاهی نمی کند، ولی دختران او در ساحل دریا در برابر مردان بیگانه مشغول شناکردن به‌طور مختلط‌اند. مرد دیگری را می بینیم که مسجد او ترک نمی شود و از هیچ‌یک از واجبات فروگذار نمی کند، ولی نمی‌پذیرد برای نجات کعبه از ویرانی کمک مالی کند. و هیچ بذل و بخششی نمی کند. فقط کارهایی را دین می داند که ساده و آسان باشد، مانند نماز و روزه، زیرا هیچ فداکاری مالی بر عهد? او نمی گذارد. کارهایی که به فداکاری و بخشش نیاز داشته باشد، برای او گران و دشوار است.