سر باز زده و نزد قاضی شهر شکایت کرده است و قاضی نیز حکم طلاق او را صادر کرده و، سپس، با او ازدواج کرده است، به بطلان این ازدواج فتوا داده و گفته است که این زن در عقد شوهر اوّل خود باقی است و ازدواج او با قاضی، چه پیش از نزدیکی و چه پس از آن، باطل است و باید فسخ شود. این قاضی در عصر شیخ علیش زندگی می کرده و مسلمان بوده و بر طبق احکام فقهی و آرای فقها حکم می کرده است، ولی با این حال هوای نفس و زنی او را فریب داده و باعث شده است با حق طلاق - که به او واگذار شده بود - بازی کند.
شیخ علیش فتوا داده است که سزاوار نیست عقد ازدواج اسلامی در دادگاه ها و در حضور قاضیان آن عصر خوانده شود، زیرا از نظر او آنان عادل نیستند و به دنبال مقاماند و برای رسیدن به آن به حاکم رشوه می دهند. از این رو، شایسته است عقد ازدواج در حضور گروهی از مسلمانان خوانده شود. شیخ علیش که دربار? قضات عصر خود چنین نظری دارد، اگر سر از قبر برمی داشت و اوضاع قضات دادگاه های امروزی را می دید، چه می گفت؟
البته، از نظر مذهب مالکی اگر زن به سبب مصلحت خود، از دادگاه تقاضای طلاق کند و ضرری را که به واسط? ازدواج به او می رسد، ثابت کند، قاضی می تواند او را طلاق دهد. یعنی چون اختیار طلاق به دست زن نیست، قاضی و امام برای حمایت از او در برابر ضرر دخالت می کنند، زیرا در حدیث آمده است: «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الإِسْلامِ.» هنگامی که وجود ضرر ثابت شود، قاضی به شوهر - اگر حاضر باشد - دستور می دهد که همسر خود را طلاق دهد و اگر غایب باشد یا از دادن طلاق خودداری کند، قاضی خودش طلاق را جاری میکند یا به زن دستور می دهد که خودش را طلاق دهد.
اما در حالت عادی اختیار طلاق به دست شوهر است، نه به دست زن یا حاکم یا دادگاه. این حکمی است که به آن ایمان داریم و غیر آن جایز نیست.
آقایان، شگفت انگیز است که می بینیم اروپاییان در عمل و نه در سخن بهطور چشمگیری به سوی مبانی اسلامی گام برمی دارند که از جمل? آنها بهرسمیتشناختن حق چندهمسری و تلاش برای مشروعیت بخشیدن به آن و نیز فرزندانی است که از این راه متولد می شوند، در حالی که ما تلاش می کنیم این راه را ببندیم و به پیروی از قوانینی که خود اروپاییان از آن به تنگ آمده اند، فرزندانی غیر مشروع در جوامع خود پدید بیاوریم. اروپاییان به دنبال آناند که امکان اجرای طلاق را در خانواده هایی به وجود بیاورند که سازگاری میان زن و شوهر ناممکن است و می خواهند از قوانینی رهایی یابند که روابط و پیوندهای ناممکن را همیشگی و دائمی می کند. این گرایش در ایتالیا یعنی اصیل ترین کشور مسیحی پدید آمده است، ولی ما به دنبال سختگیری و پیچیده کردنیم. آنان می کوشند تا قوانین دست و پاگیر را از میان بردارند، ولی ما می خواهیم چنین قوانینی به وجود آوریم و بر امت خود سختگیری کنیم. ما مسلمانیم، با اسلام بزرگ شده ایم، و با آن زنده ایم و با آن خواهیم مرد.
والحمدلله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
پیش از آنکه به برخی از سخنان مطرحشده پاسخ دهم، سه نکته را تذکر می دهم:
