ازدواج از جنب? تکلیفی پنج حالت دارد:
1. حرام است، در جایی که مرد مطمئن باشد که اگر ازدواج کند، نمی تواند با همسرش به عدالت رفتار کند؛
2. مکروه است، در جایی که در عرف مشهور باشد که فرد با همسرش به عدالت رفتار نخواهد کرد؛
3. واجب است، در جایی که اطمینان داشته باشد می تواند با همسرش به عدالت رفتار کند و بدون ازدواج نتواند بماند و بترسد که اگر بدون همسر بماند به گناه بیفتد؛
4. مستحب است، در جایی که بدون ازدواج به گناه نیفتد و بداند که عدالت و قدرت لازم برای ازدواج را دارد و بخواهد نسلی از خود به جا بگذارد؛
5. مباح است.
استاد بزرگوار می دانند که این شرط، شرطی دینی است و نمی تواند به معنای منع سنتی و عرفی باشد. افزون بر آنکه خداوند متعال فرموده است: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً.»[104] در اینجا نکت? ظریفی از دوستمان مرحوم شیخ عبدالحمید الخطیب، سفیر عربستان سعودی یا سفیر حجاز در سوریه، نقل شده است که در تفسیر این آیه گفته است: اصل در ازدواج تعدد و چندهمسری است، زیرا در آی? شریفه آمده است: «فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً.»[105]
بنابراین، تک همسری برای کسانی است که بیم از بی عدالتی دارند و فکر می کنم این بر خلاف دیدگاه دوست و استاد ما امام صدر باشد. البته، من این نکته را برای مخالفت با ایشان ذکر نکردم، بلکه هدفم ایجاد انس و نزدیکی بود.
ایشان (حفظه الله) گفتند که چندهمسری فقط برای افرادی مقدس همچون حضرت محمد(ص) و اصحاب ایشان به طور مطلق و بی قید و شرط مباح بوده است. این سخن برای ما یک غنیمت است که باید به آن چنگ زنیم، زیرا ایشان هم? اصحاب را مقدس شمردند و این غنیمتی است که از امامی بزرگوار از رهبران شیعه به دست آورده ایم و راهی است برای نزدیک کردن مذاهب اسلامی به یکدیگر. گفتند که چندهمسری تنها در صورت ضرورت یا نیاز جایز است. من می خواهم به ایشان بگویم یکی از موارد ضرورت یا نیاز این است که شهوت مرد زیاد باشد و نتواند به یک همسر بسنده کند. آیا این ضرورت نیست؟ گفتند: این انسان های مقدس برای شهوت نبود که ازدواج کردند بلکه به سبب نیاز بود. من تنها در مورد یک شخص یعنی حضرت محمد(ص) با ایشان موافقم. معروف است که پیامبر برای شهوت ازدواج نکرد، اما من نمی توانم بگویم ابوبکر وعمر و عثمان و علی برای شهوت ازدواج نکرده اند. از نظر من فقط در مورد حضرت محمد(ص) دلیل وجود دارد که برای شهوت ازدواج نکرده است. سرور ما ابوبکر همسری از انصار برگزید که زیبا بود و برای او خانه ای در روستای خود فراهم کرد و با اینکه پیرمردی بود که موهای سر و صورتش سفید شده بود، نزد او می رفت. سرور ما عمر خواست با امکلثوم دختر علی (رضی الله عنه) ازدواج کند و او را خواستگاری کرد. پدرش گفت: او را نزد تو خواهم فرستاد، اگر او را پسندیدی همسر تو باشد. پس او را نزد عمر فرستاد تا عمر او را ببیند و برانداز کند. عمر نیز برای دیدن او، دست برد تا ساق پای
[104].?«و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید.» (نساء،3)
[105].?«از زنان هرچه شما را پسند افتد، دودو، سهسه و چهارچهار به نکاح درآورید و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید.» (نساء، 3)
