منابع اسلامی برای یافتن راهی دیگر جز ربا - مثلاً مضاربه - غور و تأمل نشده است. مطالعاتی که در این زمینه شده یا برای پیشنهاد بانکِ بیبهره صورت پذیرفته نیز، با وجود هزینههای کلانی که صرف امور گوناگون دینی و یا دعوت به اسلام و نشر فرهنگ و غیره میشود، هیچگاه در عمل مورد آزمایش مسئولان ذیربط در جهان اسلام قرار نگرفته است.
در خاتمه ناگزیر از طرح پرسشی هستیم که از این بحث انتظار میرود. سؤال این است که با این واقعیت موجود و اوضاع داخلی و جهانی چگونه میتوان راه را کوتاه و مقصدِ دور را نزدیک کرد و قدم در راهی نهاد که روزی روزگاری قانونگذاری معاصر را با روح شریعت اسلامی وفق خواهد داد. در پاسخ، نخست باید به دشواری راه و لزوم داشتن ارادهای قاطع اذعان کرد. سپس هیئتی از علمای اعلام چارچوب کلی قانونگذاری را تعیین و با کارشناسان قانون و دستاندرکاران مسائل عام تبادلنظر خواهند کرد و همگی دربار? چگونگی اجرای اصول کلی، تدوین جزئیات با توجه به واقعیت و اوضاع پیرامونی، استنباط احکام اولیه و در صورت لزوم احکام بعدی، بحث و فحص خواهند کرد.
مواردی هم وجود دارد که به لحاظ شرعی نمیتوان آنها را پذیرفت، اما در صورت پدیدآمدن اوضاع بحرانی برای امت اسلامی، شریعت میتواند رأی به پذیرش آنها دهد. از بارزترین نمونهها در این زمینه اصل ملی کردن است. باید کوشش کرد نتایج اینگونه اقدامات از حیث اجرا در قلمروهایی محدود ارزیابی و نارساییهای آنها باز شناخته شود و در این قرن و روزگار اختیار اندیشهها در میدان عمل صورت پذیرد و این تجربهها وارسی و، سپس، به قانون تبدیل و به جوامع اسلامی عرضه شود. در این راه، توجه به مبانی، منابع و اصول ضروری است و نباید از قدر هیچیک از اینها کاست، هرچند در نظر مردم ناچیز آید.
سرانجام اینکه راه، با هم? دشواری، باز است و حل مشکل، با هم? سختی، امکانپذیر.
«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ.»[103]
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّالعالَمینَ وَصَلَّیالله عَلی سَیِّدَنا مُحَمَّدٍ وَعَلی آلِهِ وَصَحَبِهِ وَ سَلَّم.
مردم عادت کرده اند که هنگام تحلیل و بررسی یک مطلب، آنچه را نادرست می دانند بگویند و به آنچه درست و بر حق است، اشاره ای نکنند. در مورد سخنرانی ارزشمندِ دوستِ بزرگوارم، جناب امام موسی صدر، بر خودم لازم می دانم به امتیازها و نقاط قوت آن، پیش از آنچه به نظرم نادرست می آید، اشاره کنم. این سخنان را از زبان پیشوایی شیعه شنیدیم و به گمانم نتوانم با هیچ قسمتی از آن مخالفت کنم به جز در برخی جملات آن. اینکه گفتند عقل منبع و مرجع است یک اختلاف اصولی میان شیعه و جماعت است. نمی گویم اهلسنت، زیرا اگر بگویم
[103].?«کسانی که در راه ما مجاهدت کنند، به راههای خویش هدایتشان میکنیم، و خدا با نیکوکاران است.» (عنکبوت، 69)
