گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 269

روح تشریع در اسلام و وضعیت کنونی تشریع در جهان اسلام

متن مقال? امام سیّد موسی صدر

1. واقعیت قانون گذاری

تا آنجا که‌ براساس‌ اطلاعات‌ نه‌ چندان‌ دامنه‌دار خود می‌دانیم، پس‌ از مطالعاتی‌ بس‌ توان‌فرسا، دریافتیم‌ که: امروزه، قانون‌گذاری‌ در جهان‌ اسلام، به‌ واقع‌ از روح‌ شریعت‌ اسلامی‌ بس‌ دور افتاده‌ است؛ چه‌ از حیث‌ پایه‌ و مبنا، چه‌ به‌ لحاظ‌ منابع، چه‌ از نظر اصول‌ کلی‌ و حتی‌ در بسیاری‌ از جزئیات.

اگر هم‌ در این‌ میانه‌ نقط? اشتراکی‌ وجود دارد منحصر به‌ پاره‌ای‌ از فروع‌ و بسیاری از ظواهر است. این‌ همانندی، اگر نگوییم‌ بیشتر، باری به‌ همان‌ اندازه‌ میان‌ قانون‌گذاری‌های‌ ما و دیگر قانون‌گذاری‌های‌ مدنی، چه‌ در جهان‌ معاصر چه‌ در گذشته، به‌ چشم‌ می‌خورد.

مای?‌ تأسف‌ است‌ که‌ ناگزیر از اعتراف‌ به‌ این‌ واقعیت‌ شویم‌ هنگامی‌ که‌ این‌ آیات‌ شریف‌ قرآنی‌ فرایادمان‌ می‌آید: «لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِین. وَقُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِین. کَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِین. الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ. فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ. إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ. الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ.»[96]

اندکی‌ توجه‌ به‌ این‌ آیات‌ و ترتیب‌ آن‌ها، سپس‌ لختی‌ تأمل‌ در این‌ کلمات: «اگر برخی‌ از مردان‌ و زنانشان‌ را به‌ چیزی‌ بهره‌ور ساخته‌ایم‌ تو بدان‌ نگاه‌ مکن»، و «آنان‌ که‌ قرآن‌ را به‌ اقسام‌ تقسیم‌ کرده‌ بودند»، و «از مشرکان‌ روی‌گردان باش»، نیز وعد?‌ بازداشتن‌ مسخره‌کنندگان، «آنان‌ که‌ با الله خدای‌ دیگری‌ قایل‌ می‌شوند…» و دقت‌ در این‌ امور، مفهوم شرک‌ را در قرآن‌ (در اصطلاح‌ علم‌ حدیث‌ «شرک‌ خفی») روشن‌ می‌کند. توحیدِ‌ تام‌ و تمام‌ مصداقی‌ ندارد جز گردن‌ نهادن‌ به‌ هرآنچه‌ خداوند فرمان‌ داده‌ است. نیز به‌ چند قِسم‌ ‌گرفتنِ‌ قرآن‌ گونه‌ای‌ شِرک‌ است، آن‌سان‌ که‌ با الله به‌ خدای‌ دیگر قایل‌‌شدن؛ خدایی‌ که‌ در پاره‌ای‌ از موارد مطاع‌ می‌شود. بالطبع، جلوه‌های‌ ظاهرِ‌ حالِ‌ دیگران - آنان‌ که‌ به‌ خدا ایمان‌ ندارند - و، به‌ عبارت‌ دیگر، توفیق‌ ظاهریِ‌ پیروان‌ قوانینِ‌ غیرالهی، هرچند فریبنده‌ است، به‌ هیچ‌ روی‌ در آن‌ حد نیست‌ که‌ بتواند مطمح‌ نظر پیامبر(ص)‌ و مؤ‌منانی باشد که‌ به‌ تمامی‌ احکام‌ خداوند پایبندند، اگرچه‌ به‌ «ارتجاع‌ و جز آن» متهم‌ شوند و آماج‌ استهزا و تمسخر قرار گیرند.

درحقیقت، مفهوم قرآنی‌ شرک‌ یا کفر به‌ خداوند‌، به‌ پرستش خدایی‌ دیگر منحصر نمی‌شود، وگرنه‌ این‌ آی?‌ متبرک‌ چه‌ معنا می‌تواند داشت: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ.»[97] مگر کسی‌ برای‌ هوا و هوسِ‌ خود نماز و سجده‌ به‌‌جا می‌آورد؟ خدا، در اصطلاح‌ قرآن، برای‌ انسان‌ آن‌ جوهر قدسی‌ است‌ که‌ او را، مستقیم‌ و غیرمستقیم، به‌ جنبش‌ و پویش‌ برمی‌انگیزد و انسان‌ خویشتن‌ را، و نیز اندیشه‌ و عواطف‌ و رفتار خود را، وسیل?‌ کسب‌ رضای‌ او و


[96].?«اگر بعضی‌ از مردان‌ و زنانشان‌ را به‌ چیزی‌ بهره‌ور ساخته‌ایم‌ تو بدان‌ نگاه‌ مکن، و غم‌ آنان‌ را مخور. و در برابر مؤ‌منان‌ فروتن‌ باش. و بگو: من‌ بیم‌دهنده‌ای‌ روشنگرم. همانند عذابی‌ که‌ بر تقسیم‌کنندگان‌ نازل‌ کردیم: آنان‌ که‌ قرآن‌ را به‌ اقسام‌ تقسیم‌ کرده‌ بودند. به‌ پروردگارت‌ سوگند که‌ همه‌ را بازخواست‌ کنیم، به‌ خاطر کارهایی‌ که‌ می‌کرده‌اند. به‌ هرچه‌ مأمور شده‌ای‌ صریح‌ و بلند بگو و از مشرکان‌ روی‌گردان باش. ما مسخره‌کنندگان‌ را از تو باز می‌داریم. آنان‌ که‌ با الله خدای‌ دیگر قایل‌ می‌شوند، پس‌ به‌ زودی‌ خواهند دانست.» (حجر،88ـ96)

[97].?«آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا او را از روی علم گمراهش کرد، دیده‌ای؟» (جاثیه،23)