بالطبع، این رئیس هم مرد است که ریاست او همیشگی و مادامالعمر است.
پناه بر خدا، من برای مردی که تن به حکم من دهد، احترامی قائل نیستم.
حتی زن اروپایی نیز ــ اگر حقیقتاً زن باشد ــ خواهان حمایت و پشتیبانی مرد است. زن اروپایی و حتی زن امریکایی، اکنون، در حال به دست آوردن بخشی از حقوق و ضمانتهایی است که اسلام 1400 سال پیش به زن داده است.
استقلال مادی و اختیار طلاق و چیزهای دیگر، امتیازاتی است که اهمیت آن در ضمن ازدواج و بهویژه، زمانی که ازدواج به شکست کشیده میشود، آشکار است. اما پیش از ازدواج و پساز آن و در ضمن ازدواج در صورتیکه موفق باشد، زن مسلمان همچنان در بند زنجیر است. این واقعیتی است که نمیتوان از آن گریخت. این، شب تاریکی است که باید از آن بیرون آییم، بیآنکه نشان کفر به پیشانیمان بچسبد.
این شب تاریکِ گمراهی است و نه شب اسلام. زمانی زن میتواند از این تاریکی بیرون آید که بپذیرد انسان است و نقش زنانگیاش را همیشه و همهجا بازی نکند. به این ترتیب که این باور را به مرد تحمیل کند که در خارج از خانه، او را شریک خود در سازندگی جهان ببیند و نه تابلویی هنری که نگریستن به آن، او را از سازندگی این جهان بازدارد، و نه تابلوی فریبایی که لذت جستن از آن او را از پیش بردن کار جهان بازدارد.
هرگز، بلکه آن را منحصر به وقت خاص خود میکند و در اوقاتی دیگر، صفات انسانیاش را بروز میدهد.
بله، اگر زن در برخورد با مردی که همسرش نیست این اصل را که قرآن در سه موضع بیان کرده، مراعات کند: آشکار نساختن زینت؛ تحریک نکردن در گفتار؛ تحریک نکردن در راه رفتن و حرکت.
اینکه شما میگویید، مرحله پیشرفتهای است که زن مسلمان پیش از رسیدن به آن باید پرده حجاب را بدرد. یعنی پیش از آنکه در کنار مرد قرار گیرد، به لحاظ ذهنی باید به سطح او برسد. پیامبر اسلام(ص) گفت: «اُطلُبُوا العِلمَ وَ لَو بِالصِّینِ.» زن محجبه باید امکان رفتن به دانشگاه را بدون مانع داشته باشد. انسان چگونه میتواند در دوره سیطره علم بدون دانستن الفبای علم بر روی پای خود بایستد.
در حجاب شرعی، چنانکه قرآن کریم بر آن تصریح کرده، سختگیری و زیادهروی رخ نداده و از زن نمیخواهد که چشمش را ببندد. قرآن از زنان خواسته است که مواضع زینت خود یعنی مو و گردن و سینه را آشکار نکنند و آشکار کردن صورت اشکالی ندارد.
حجاب مسلمانان را دارد. با این حال، احساس نمیکنم که در ادای وظایفش در جامعه و در برابر جامعهاش کوتاهی کند. خواهری دارم که در صور
