و روزه و اعمال خود اکتفا کند.
آیا جایز است ما تنها به نماز اکتفا کنیم و ایتام را رها کنیم؟ آیا جایز است روزه بگیریم و مدارس را رها کنیم؟ به حج برویم و مردم را در جهالت و گمراهی رها کنیم و به وظایف خود در برابر مردم توجه نکنیم؟ هرگز، همه افراد نماینده مجلس و رئیس و تاجر و همه مردم اگر میخواهند بفهمند چقدر ایمان و انسانیت دارند و آیا در راه حق قدم برمیدارند یا خیر، باید خود و اعمال خویش را با علی بسنجند. میزان علی در زندگی حق و حقیقت است. حق نه زاده است و نه زاده شده است. علی در همه نمازهای خود سوره «قل هو الله احد» را میخواند. روایت شده که پس از بازگشت علی از جهاد، یک نفر از اصحاب به پیامبر گفت که علی همیشه در نمازهایش سوره اخلاص را میخواند و نسبت به این امر اعتراض کرد. پیامبر(ص) از علی در این باره سئوال کرد. علی گفت: «من این سوره را دوست دارم.» پیامبر فرمود: «خدا نیز تو را دوست دارد.» چرا علی این سوره را دوست دارد؟ چرا گفتهاند این سوره یک سوم قرآن است و علی تا این اندازه به این سوره اهمیت میداد؟
این سوره میفرماید: ( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ.) [314] یعنی خداوند فرزند و نوه و خانواده ندارد. خداوند پدر و مادر و فرزند و عمو و دایی و خاله و پسردایی و پسرخاله ندارد. بنابراین، خداوند عشیره و قبیله و بندگان و جماعت خاص ندارد. همه مردم در برابر خدا مانند دانههای شانه مساویاند و گرامیترین انسانها نزد خداوند پرهیزگارترین ایشان است. این مبنا و اصل را همه میدانیم. اما باید بدانیم که هر حقیقتی در جهان هستی از خداوند نشئت گرفته و همانطور که ذات خداوند نه زاده است و نه زاده شده، حقیقت نیز نه زاده است و نه زاییده شده. عدل نیز همینطور است، چون از خداست. این که عدل نه زاده است و نه زاده شده، به چه معناست؟ یعنی اینکه نباید ملاک قضاوت تو که قاضی هستی، بین من و دیگری تفاوت داشته باشد. به عبارت دیگر، عدالت نسبت به من و دیگران یکسان است. و نزدیکتر یا دورتر به فردی در مقایسه با فردی دیگر نیست. آیا صحیح است که هنگام حل اختلاف دیگران جانب حق را بگیری و باطل را محکوم کنی. لیکن اگر این اختلاف میان تو و دیگری بود، میزان تفاوت کند و همیشه حق با تو باشد؟
اگر برادر یا دوست تو با شخص دیگری اختلاف پیدا کند، آیا در این صورت درست است که حق را زیر پا بگذاری؟ و ملاک تشخیص حق تغییر کند؟ خیر، حق نیز نه زاده است و نه زاده شده است. حق نسبت به همه یکسان است، چه من باشم، چه دوست باشد و چه غریبه، و حق در اینجا یا آنجا تفاوتی ندارد.
علم نیز همینطور است. معقول نیست بگوییم که اگر من تلاش کنم، میآموزم، ولی اگر تو تلاش کنی، نمیآموزی. هرکس تلاش کند، علم میآموزد و هرکس سستی ورزد، محروم میشود. بنابراین، یک حقیقت از جانب پروردگار است و اختصاص به شخص یا خانواده یا قبیله خاصی ندارد. عدل و علم و حقیقت از جانب پروردگار است و همانطور که پروردگار نه زاده است و نه زاده شده، هر حق و هر خیر و هر حقیقتی نیز همینطور است.
امکان ندارد که انسان تلاش کند و موفق نشود. پیروزی و موفقیت از جانب خداست و نه زاده و نه زاییده شده است. ما به چشم خویشتن دیدیم که چرا
[314]«بگو: اوست خدای یکتا، خدایی که در حاجت به او رو کنند، نه زاده است و نه زاده شده، و نه هیچکس همتای اوست.» (اخلاص،1ـ4).
