میگوید: «علی مصراعهایی از صفات الهی است. افلاک گرد محور وجودی وی میگردد. زمانی که خداوند اراده کرد که مثل و مانندی نداشته باشد، تو را آفرید. اگر غلو نبود میگفتم که همه صفات خداوند در تو تجلی یافته است.»
ما میگوییم که علی مثال کاملی برای این حدیث شریف است که میفرماید: «تَخَلَّقوا بِأخلاقِ الله.» (به اخلاق الهی متخلّق شوید.) و علی این کار را انجام داد. لذا، نه من و نه غیر من میتواند در یک جلسه یا چندین جلسه و یا در طول عمر خویش درباره علی سخنی کافی بگوید. بیایید گوشهای از زندگی علی را متذکر شویم و از شعاعی از چراغ هدایت وی بهرهمند شویم و در این روز تار به قطرهای از قطرات دریای علی سیراب شویم. سلام خدا بر علی که سخن او حق و حکم او جداکننده حق و باطل، و زبان او صدق، و دست او دست حق است.
در این شب مبارک و در برابر چهرههای پاک و قلبهای آماده شما عزیزان، گوشهای از زندگی امام را ذکر میکنم؛ گوشهای از زندگی و سخنان امام که ما بسیار نیازمند آن هستیم.
همان طور که میدانید ما امام علی را «امام» مینامیم. این مشهورترین نام و یا صفت امام است. معنای کلمه «امام» چیست و چگونه میتوان به حقیقت آن پی برد؟ امام را از آن جهت «امام» گفتهاند که به امور مأمومان اهتمام دارد و آنان را رهبری میکند. امیدوارم که ما از رهپویان این امام باشیم. بنابراین، سخن من درباره این ویژگی امام است؛ ویژگی تأسی و پیروی از ایشان. ما به این ثروت و به این سرمایه افتخار میکنیم. اما بحث ما درباره این زاویه از زندگی امام علی است، یعنی امامت. ما این جمله را بارها تکرار میکنیم که علی امام ماست و امید داریم که حقیقتاً چنین باشد.
امامت علی یعنی پیروی ما از ایشان. زمانی امامت علی برای ما محقّق است که به ایشان اقتدا کنیم. در غیر این صورت، علی امام ما نیست. علی در صورتی امام ماست که از او پیروی کنیم، وإلا تفاوتی میان ما و دیگران نیست. بنابراین، باید بدانیم که خطمشی علی چگونه بوده است؛ رفتار او چگونه بوده؛ چگونه صحبت میکرده؛ عملکرد او چگونه بوده است. اگر مانند علی عمل کنیم و مانند او رفتار کنیم و مانند او سخن بگوییم، از پیروان او خواهیم بود و در غیر این صورت، سخن ما درباره پیروی از امام ادعایی بیش نیست.
علی در این روزهای سخت چگونه بود؟ علی مردی جدی و اهل کار بود و در راه حقیقت از سرزنش احدی بیم نداشت. به همین سبب نیز کشته شد. زندگی و ولادت علی به همین سبب بود.
علی در محراب عبادت شخصی شبزندهدار و بیاعتنا به دنیا بود. عبادت او بهگونهای بود که نوه وی، امام زینالعابدین، میگفت: «یا ابالحسن چه کسی میتواند مانند تو باشد؟»
علی عابدی شبزندهدار و زاهدی بود که هنگام شب مانند شخص بیمار به خود میپیچید و مانند شخص اندوهگین میگریست و آه میکشید.
اما همین شخص عابد و زاهد در میدان جنگ و در هنگام کارزار و کار جدی، فرد دیگری بود. بعد از جنگ احزاب، زمانیکه پیامبر به دستور خداوند از علی خواست که نهصد یهودی را بکشد، لحظهای درنگ نکرد و حکم پیامبر را کامل و با دقت اجرا کرد.
پیامبر سفارش میفرمود: «یهودیان را از جزیرةالعرب بیرون کنید.» اگر ما این کار را کرده بودیم و مانند علی عمل میکردیم، امروز دچار
