عاطفه کنیم، بلکه بر ماست که در این راه تا آنجا که در توان داریم از هیچگونه یاری و مساعدت و تأیید، به تمام معنی کلمه، دریغ نورزیم. اینگونه است که میتوانیم تکلیف خود را ادا کنیم. بنده، پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، در عراق و در شهر نجف اشرف بودم. در آنجا مراسمی به مناسبت یادبودسیّدالشهدا بر پا شده بود. این مراسم بسیار باشکوه است و هرساله زیر نظر مرجع بزرگ شیعیان، آیتالله سیّد محسن حکیم، برگزار میشود. دیدم یکی از جوانان فلسطینی جنبش فتح در این مراسم شرکت کرده بود و سخنرانی هم کرد.
در همانجا مشاهده کـردم که گروهی از هیئت عراقـی برای حمایت جنبش فتح کمکهای مالی برای فلسطینیان جمعآوری میکردند. خیابانهای نجف اشرف و بهویژه اطراف مرقد حضرت علی، از شعارهایی که فلسطینیان نوشته بودند، پوشیده شده بود. حضرت آیتالله حکیم نیز عدهای از فلسطینیها را به حضور پذیرفت و برای پیروزی و کامیابی آنان دعا کرد. از این رو، ما میتوانیم موضعی دینی و درست اتخاذ کنیم که منجر به حمایت از این نهضت در گوشهگوشه جهان شود.
برادران گرامی، این فریضه دینـی و انسانـی ماست. ما در ایـنمجلس مبارک، که به مناسبت حمایت از آرمان فلسطین در ماه مبارک رمضان، ماه روزه و سازندگی، ماه صبر و آمادگی، ماه لیلةالقدر و رقم خوردن سرنوشت، ماه فتح مکه و جنگ بدر کبری و ماه پیروزیها بر پا شده، حضور یافتهایم. ما در پایان این ماه مبارک در این مراسم خجسته شرکت جستهایم و امیدواریم به چیزی دست یابیم که خداوند را خشنود کند و از عمیقترین و محکمترین دستاوردهای این ماه مبارک باشد. چنانکه در آغاز نهضت اسلام هم همینگونه بود. ما میگوییم در همین ماه پیامبر گرامی اسلام به مکه قدم نهاد و به پیروزی نهایی دست یافت. آن حضرت در ماه رمضان وارد مکه شد و این سوره مبارکه بر او نازل گشت:
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّاباً.) [311]
ما نیز آرزو داریم که چنین سورهای را در چنین ماهی تلاوت کنیم، آن هم در وقتیکه مقاومت فلسطین و کمککنندگان به او و یارانش به قدس، حرم دوم، پای مینهند، همچنانکه پیامبر ما، حضرت محمد، در حرم نخست وارد شد و این سوره مبارک نصر را تلاوت کرد. ما در انتظار فرارسیدن یاری خداوند، چشم به دست این جوانان دوختهایم؛ جوانان مؤمنی که اراده الهی را تحقق میبخشند.
اما شما، ای جوانان عزیز فتح، ای کسانی که پنجره آرزوها را به روی قلبهای ما گشودهاید، ای دستان خداوند در میان مردم و ای دریچههای اراده و خواست او، با برکات خداوند حرکت کنید. امیدها به شماست، چراکه جهاد شما نشئتگرفته از سه مبناست.
مبنای نخست ایمان است. ایمان به خداوندِ آفریننده مرگ و زندگی. خدا همهجا هست. خدایی یکتا، خدایی که از آن شماست در زندگی و مرگ. و مرگ برای شما زندگی جدید است. علیبنابیطالب(ع)، نخستین فدایی اسلام، هنگامی که پسرش محمد حنفیه را در جنگ نصیحت میکند، از این اصل یعنی ایمان به خدا چنین تعبیر میکند:
[311]«به نام خدای بخشاینده مهربان، چون یاری خدا و پیروزی فراز آید، و مردم را ببینی که فوجفوج به دین خدا درمیآیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه، که او توبهپذیر است.» (نصر،1ـ3)
