ما از انسان بیزار نیستیم، ولی فساد را نمیپذیریم. میگوییم از همان هنگامیکه نخستین دولت اسرائیل شکل گرفت، یعنی پیش از میلاد حضرت مسیح، یهودیان نژادپرستی و افکار نژادپرستانه را مطرح میکردند؛ افکاری که به آنان توهم برتری بر بشر را میبخشد. آنان برای خود امتیازاتی قایل بودند، خدایی را به خود اختصاص داده بودند که با خدای دیگر مردمان و نیز با خدای یکتا تفاوت داشت. آنان خدا را «یهوه» خواندند تا بر تمایز و شکاف میان خود و مردم عمق ببخشند و بشریت را تجزیه کنند و خود را بالاتر از آنان جای دهند، حتی در باب خدا و معبودشان.
گفتنی است که یهودیان نخستین کسانی نبودند که به خدای یگانه ابراهیم گرویدند، بلکه پیش از آنان فینیقیها و کنعانیها به خدای یگانه ایمان آورده و او را «ایل»، نام نهاده بودند. اما یهودیان خدای دیگری را به خود اختصاص دادند و او را «یهوه» میخواندند. بعد از آن، تا زمان ما، آرا و اخلاقیات و رفتار خود را از دیگر مردم جدا کردند. راز محاربه یهود با پیامبرانی که پس از این بدعتگذاری در رسالت الهی و تحریف کلمه، برای هدایت مردم از سوی خداوند مبعوث میشدند، در همین مطلب نهفته بود. پیامبران هم درباره خطر یهود به مردم هشدار میدادند. حضرت مسیح میفرمود: «قدس را به سگها و خوکها وامگذارید.» منظور آن حضرت از کلمه «قدس» تنها شهر «بیتالمقدس» نبود، بلکه همه معانی قدس بود. همان حضرت، هنگامی که بازرگانان را و طلاسازان را و فروشندگان را از هیکل بیرون میراند، به آنان میفرمود: «این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را تبدیل به لانه دزدان کردهاید.»
اکنون من میپرسم: اگر مسیح امـروز هـم در میـان ما زنـدگی میکرد، چه میفرمود؟ آیا همین سخن را تکرار نمیکرد؟
او میفرمود: این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را به لانهای برای توطئه و دسیسه و پایگاهی برای استعمار و مکانی برای فساد و نافرمانی خدا و امثال آن تبدیل کردهاید. بنابراین، انگیزهای که مسیح را به جنگ با یهود وامیداشت، این نبود که او با این بشر به عنوان بشر دشمنی داشته باشد، بلکه آن حضرت از بشری بیزاری میجست که بر اثر عقاید مغشوش و خطرناک خود به جرثومه فساد تبدیل شده بود. همچنین، به همین سبب است که پیامبر اسلام(ص) در سوره جمعه دو بار به ما بیدارباش میدهد که: ای مسلمانان، اینان همان ستمگراناند. قرآن کریم در دو آیه از سوره جمعه مسلمانان را از فعالیت و حضور یهود برحذر میدارد. خداوند در آن سوره میفرماید: مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ.[309]
و ما هر جمعه، این سوره مبارکه را که دو بار یهودیان ظالم را خطاب میکند، تلاوت میکنیم.
بدینترتیب، علتی که سبب میشد تا پیامبران
[309]«مَثَلِ کسانی که تورات به آنان داده شده و بدان عمل نمیکنند، مَثَلِ آن خر است که کتابهایی را حمل میکند. بد مَثَلی است مثل مردمی که آیات خدا را دروغ میشمردهاند. و خدا ستمکاران را هدایت نمیکند. بگو ای قوم یهود، هرگاه میپندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست میگویید. و آنان، به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شدهاند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد. و خدا به ستمکاران داناست.» (جمعه،5ـ7)
