گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 387

آغاز کرد. کارهای‌ داخل‌ خانه‌ را رتق‌وفتق‌ می‌کرد. گندم‌ها را آسیاب‌ می‌کرد و از آن‌ها خمیر می‌ساخت‌ و سپس‌ نان‌ می‌پخت. علی(ع) نیز در کارهای‌ منزل‌ او را یاری‌ می‌کرد. گاهی‌ خانه‌ را جارو می‌کرد و شیر می‌دوشید و هیزم‌ جمع‌ می‌کرد و از چاه‌ آب‌ می‌کشید.

رسول خدا(ص)‌ روزی‌ میان‌ آنان به‌ داوری‌ نشست‌ و کارهای‌ خانه‌ را بین‌ آن دو تقسیم‌ کرد. مسئولیت‌ کارهای‌ بیرون‌ از خانه‌ را به‌ علی(ع) سپرد و کارهای‌ داخل‌ خانه‌ را بر عهده‌ فاطمه(س) گذاشت.

چندی‌ بعد فاطمه(س) صاحب‌ فرزندانی‌ شد. خود به‌ تربیت‌ و پرورش‌ آنان همت‌ گماشت‌ و به‌ کارهای‌ آنان‌ رسیدگی‌ کرد. تا هنگامی رسید که انجام دادن این همه‌ کار، به‌تنهایی، برای مراعات فقر و کرامت علی(ع)، سنگین‌ می‌نمود. بنابه‌ خواست‌ شوهرش‌ به‌ خدمت‌ رسول خدا(ص)‌ رسید و از او خواست‌ تا خدمتکاری‌ برای‌ کمک‌ به‌ آنان استخدام‌ کند. اما پیامبر از پذیرش‌ این‌ خواسته‌ عذر خواست‌ و تنگدستی‌ مردم‌ و کثرت‌ اصحاب‌ صفه‌ را، کسانی‌ که‌ نه‌ سرپناه‌ داشتند و نه‌ غذای‌ کافی، به‌ یاد وی‌ آورد. پس‌ از گذشت‌ مدتی، با بهتر شدن‌ وضع‌ مسلمانان، پیامبر(ص)‌ خواسته‌ دخترش‌ را اجابت‌ کرد و خدمتکاری‌ برای‌ او فرستاد. کارهای‌ خانه‌ میان‌ فاطمه‌(س) و خدمتکار، بدون‌ هیچ‌ تبعیضی، تقسیم‌ شد. یک‌ روز فاطمه(س) به‌ امور خانه‌ می‌پرداخت‌ و روز دیگر خدمتکار. فاطمه‌ با عبارتی‌ پوزش‌خواهانه، که‌ در واپسین‌ دم‌ حیات‌ علی(ع) را با آن‌ خطاب‌ کرده‌ بود، زندگی‌ کوتاه‌ خود را به‌ پایان‌ رسانید.

او به‌ علی(ع) گفت: «ای‌ پسر عمو، تو مرا نه‌ دروغگو یافتی‌ و نه‌ خیانت‌کار، و از هنگامی‌که‌ به‌ همسری‌ تو درآمدم،‌ با تو به‌ مخالفت‌ برنخاستم.» آن‌گاه‌ زمانی‌ که‌ شنید علی(ع)‌ به‌ او می‌گوید: «پناه‌ بر خدا، تو به‌ خداوند داناتر بودی، نیکوکارتر و پرهیزگارتر و بزرگوارتر بودی‌ و بیشتر از خداوند پروا داشتی. مرا چه‌ رسد که‌ تو را به‌ سبب‌ مخالفت‌ با خود مورد توبیخ‌ و سرزنش‌ قرار دهم. به‌راستی‌ دوری‌ از تو بر من‌ چقدر گران‌ است،» با آرامش‌ خاطر جان‌‌به‌جان‌آفرین‌ تسلیم‌ کرد.

این‌ سخنانی‌ که‌ آن‌ها را به‌ اختصار نقل‌ کردم، مرا از بحث‌ درباره زندگی‌ خصوصی‌ و خانوادگی‌ آن‌ حضرت‌ بی‌نیاز می‌کند.

7. فاطمه(س) در راه‌ دانش‌اندوزی‌

فاطمه(س) به‌ دانش‌ و علوم‌ فراوانی‌ که‌ در خانه‌ وحی از هر سو او را فراگرفته‌ بود بسنده‌ نکرد، و هرگز به نوری که خورشیدهای علم و معرفت پیرامون او فراهم آورده بودند، اکتفا نکرد، زیرا فاطمه(س) می‌خواست‌ در راه‌ کسب‌ دانش‌ تلاش‌ کند، و در راه کسب این شرافت‌ از هیچ‌ کوششی‌ کوتاهی‌ نورزد. از همین ‌رو، می‌بینیم‌ او در دیدارهایش‌ با رسول خدا(ص)‌ و علی(ع)، باب‌ مدینه علم، می‌کوشد تا علوم‌ و معارف‌ را به‌ هر وسیله‌ و از طرق‌ گوناگون‌ در کمند خود درآورَد.

یکی‌ از زیباترین راه‌ها آن‌ بـود که‌ حَسَنین‌ را از دوران‌ کودکـی‌ همواره‌ به‌ محضر رسول خدا(ص) می‌فرستاد و پس‌ از بازگشت‌ آن دو، از آنچه‌ در محضر رسول خدا(ص)‌ رخ‌ داده‌ بود، از جمله سؤ‌ال‌ و جواب‌ها‌ و یا وحی،‌ پرسش‌ می‌کرد. بدین‌ طریق‌ برای‌ رشد و اعتلای‌ مستمر معرفت‌ و دانش‌ خود می‌کوشید. ضمناً‌، فرزندانش‌ را برای‌ فراگیری‌ کامل‌ معارف‌ و علوم‌ تا جایی‌ که‌ بتوانند مطلبی‌ را که‌ می‌شنوند نقل‌ کنند، تربیت‌ و تشویق‌ می‌کرد. این‌ تلاش‌ پیوسته‌ در راه‌ کسب‌ معرفت‌ و دانش‌اندوزی