گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 383

زن‌ در چارچوب‌ کار خود حکم‌ مثبت‌ داده‌ است.

اما موضوع‌ حجاب‌ در اسلام‌ به‌منظور تحقیرِ‌ زن‌ یا حبس‌ یا بزرگداشت‌ و تمجید بیش‌‌ازحد او صورت‌ نگرفته‌ است، آن‌چنان‌که‌ نزد برخی‌ از ملل‌ چنین‌ دیدگاهی‌ متعارف‌ است، بلکه‌ حجاب‌ سلاح‌ زن‌ در جلوگیری‌ از طغیان‌ جنبه زنانگی‌ اوست، تا مبادا این‌ جنبه‌ زن‌ بر دیگر توانایی‌های‌ او غلبه‌ کند. این‌ مقصود در آیات‌ قرآنی، که‌ زنان‌ را از نرمش‌ در سخن‌ گفتن‌ یا پای‌ کوفتن‌ به هنگام‌ راه‌ رفتن‌ یا زینت‌نمایی‌ باز می‌دارد، به‌خوبی‌ و روشنی‌ آشکار است. آیات قرآنی در این‌باره بسیار است که برخی از آن‌ها را در اینجا ذکر می‌کنیم: ( فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[290] و وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ[291] و لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ[292] و وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا.) [293]

حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ آشکار کردن‌ زیبایی‌های‌ زن‌ به‌ طغیان‌ و سرکشی‌ جنبه‌ زنانگی‌ بر وجود زن‌ منجر می‌شود و زن‌ را تنها به‌ یک‌ تابلوی‌ هنری‌ بدل‌ می‌سازد که این‌ مسئله‌ تحقیر زن‌ و انکار استعداد و توانمندی‌های‌ اوست‌ و باعث‌ از بین ‌رفتن‌ عمر و وقت‌ و فرصت‌های‌ گران‌بهای‌ او می‌شود. خصوصاً‌ این‌ مسئله‌ به‌ محرومیت‌ زن‌ و جامعه‌ از ایفای درست وظیفه مادری‌ او می‌انجامد.

این‌ها مهم‌ترین‌ مواضع‌ اسلام‌ درباره‌ زن‌ است‌ و بر ایـن‌ اساس‌ می‌توانیم‌ سنت‌ها و عادات را بشناسیم‌ و آن‌ها را از احکام‌ دین‌ باز بنماییم. همچنین، می‌توانیم‌ روایاتی‌ را که‌ درباره وضع‌ زن‌ در مرحله‌ تاریخی معین‌ است، دریابیم.

پیامبر تلاش‌ پیگیری‌ برای‌ بالا بردن‌ سطح‌ زنان‌ هم‌عصر خود انجام‌ داد. زن‌ در آن‌ دوره‌ تبعات‌ ستم‌ها و عقده‌های‌ گذشته‌ای‌ طولانی‌ را تحمل‌ می‌کرد.

همچنین،‌ او تلاش‌ بسیاری برای‌ بهتر کردن‌ نگاه‌ مردم‌ به‌ زن‌ مبذول‌ داشت. پیامبر می‌گفت‌: «بهترینِ‌ فرزندان‌ دختران‌اند»، «بهترین‌ مردم، بهترینِ‌ آنان برای‌ همسرش‌ است»، «زن‌ همچون‌ نماز از دوست‌داشتنی‌های‌ دنیایی‌ اوست» و اینکه «زنان امانت من در امتم هستند.»

من‌ معتقدم‌ آنچه‌ از حضرت‌ علی(ع) دربـاره‌ زن‌ نقل‌ و بـاعث‌ شده‌ است‌ که پاره‌ای‌ خاورشناسان‌ او را دشمن‌ زن‌ بخوانند، مانند «زن همه شری است که چاره‌ای از آن نیست» یا «زن ناتوان در کلام [در بیان مراد و مقصود خویش ناتوان است] و عورت است، ناتوانی در کلام را با سکوت بپوشانید و عورتشان را با خانه» و امثال این‌ها؛ این عبارات به‌ فرضِ‌ صدور آن‌ها از امام، به تعبیر اصولی‌ها، همچون‌ قضایای‌ خارجیه‌اند، یعنی‌ از وضعیت‌ زنان‌ در یک‌ دوره‌ تاریخی‌ معین‌ سخن‌ می‌گویند.

حضرت‌ علی(ع) سخنان‌ دیگری‌ دارد که‌ به‌طور کامل‌ با آنچه‌ ما از قرآن‌ استنتاج‌ کردیم،‌ مطابقت‌ می‌کند.

او در پاره‌ای‌ اوقات‌ می‌کوشید که‌ از آنچه‌ در میان‌ مردم‌ درباره‌ زن‌ رایج‌ بود، تفسیری‌ دلپذیر به‌دست دهد. مثلاً‌ این‌ مثل‌ معروف‌ را که‌ «زن‌ها ناقص‌العقل‌ و ناقص‌المیراث‌ و ناقص‌الإیمان» هستند، با تعالیم‌ قرآنی‌ و تفاوت‌ در میراث‌ و شهادت‌ و انجام‌ پاره‌ای‌ واجبات‌ دینی‌ در اوضاع و احوال خاص تفسیر


[290]«پس به نرمی سخن مگویید تا آن مردی که در قلب او مرضی هست، به طمع افتد.» (احزاب،32)

[291]«و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده‌اند، دانسته شود.» (نور،31)

[292]«چنان‌که در زمان پیشین جاهلیت می‌کردند، زینت‌های خود را آشکار مکنید.» (احزاب،33)

[293]«زینت‌های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند.» (نور،31)