خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاء.) [279] پیامبر بهطور مشخص شاهد صدق این موضع قرآن است، زیراکه خداوند نسل پیامبر را از فاطمه قرار داد. نیز پاسخ کسی را که پس از فوت ابراهیم پیامبر را ابتر میخواند، داد: ( إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ.) [280]
قرآن در آیات بسیاری بر این مساوات تأکید و عبارتِ «بَعضُهم مِن بَعض» (همه از یکدیگرند) را تکرار میکند. افزون بر این، قوانینی برای احترام زن و جسمِ زن وضع میکند. (در اصطلاح فقهی مقصود از طرف زن اجزای بدن اوست، در مقابل نَفس به معنای حیات. دیه و قصاص بنابر تفصیل کتب فقهی برای مرد و زن ثابت است.)
قرآن کریم برای احترام کار زن از نظر مادی قوانینی وضع کرده است. مجبور کردن مرد و زن (حتی اگر شوهر زن باشد) به کاری و یا مانع آنان شدن در کاری و محدود کردن آزادی آنان و یا محروم کردن زن و مرد از حقالزحمهشان از محرمات کبیره است.
نیز قرآن درباره احترام معنوی کار زن میگوید: ( أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى) [281] و درباره احترام اقتصادی کار زن میفرماید: ( لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ) [282] و در خصوص احترام سیاسیِ کار آورده است: ( یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ) [283] و قرآن احترام خود را درباره قرابت زنان و حق آنان در میراث تأکید میکند: ( لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا) [284] و سرانجام، به همه حقوق زن در همه امور زندگی اذعان میکند: وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ.[285]
در هیچیک از آیات قرآن نمیبینیم که زن از تصرف در اموالش منع شده باشد، حتی پس از ازدواج. در دنیای معاصر و در کشورهای متمدن همچنان قوانینی وجود دارد که پس از ازدواج زن را از داراییهایش محروم میکند. در قرآن هیچوقت اجازه داده نشده است که ازدواج بدون رضایت زن بر او تحمیل شود و حق اجازه پدر درباره ازدواج اول دختر جنبه مشاوره دارد و نمیتواند ازدواجی را بر او تحمیل کند، و اگر پدر دختر را با وجود مصلحت و شایستگی از ازدواج منع کند، حق مشاوره او ساقط میشود.
آیاتی که در بیان احکام یا قانونگذاری یا پند و اندرزها، زن را به مرد ملحق میسازد، بس فراوان
[279]«ای مردم، بترسید از پروردگارتان، آنکه شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد.» (نساء،1)
[280]«ما کوثر را به تو عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن که بدخواه تو خود ابتر است» (کوثر،1ـ3)
[281]«من کار هیچ کارگزاری را از شما، چه زن و چه مرد، ناچیز نمیسازم.» (آلعمران، 195)
[282]«مردان را از آنچه کنند نصیبی است و زنان را از آنچه کنند.» (نساء،32)
[283]«ای پیامبر، اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچکس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندی را که از آن شوهرشان نیست بهدروغ به او نسبت ندهند و در کارهای نیک نافرمانی تو نکنند، با آنها بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه.» (ممتحنه،12)
[284]«از هرچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث میگذارند، مردان را نصیبی است. و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث میگذارند، چه اندک و چه بسیار، زنان را نیز نصیبی است؛ نصیبی معین.» (نساء،7)
[285]« و برای آنان حقوقی شایسته است، همانند وظیفهای که بر عهده آنان است» (بقره، 228)
