نگارش را روشن ساخته بود و اینک من، با قلم قاصر و با بضاعت اندکم، کجا به او توانم رسید و چه خواهم کرد.
با وجود این، در این تلاش اندک از فاطمه زهرا(س) استمداد میجویم و سعی میکنم به اندازه توان خود این وظیفه را اداکنم و از خداوند برای خود و خوانندگان عزیز توفیق نگرش صائب و الهامپذیری از آن را خواستارم.
درحقیقت، روشن کردن دیدگاه اسلام درباره زن در این عصر، خالی از مشکلات و دشواریها نیست، زیرا در این باره برخی آثار دینی و اسلامی در نگاه نخست متفاوت و مخالف با یکدیگر به نظر میآیند. این مشکل هنگامی بزرگتر مینماید که برخی عادات ملل اسلامی با تعالیم اصیل اسلامی نیز بهگونهای آمیخته که پژوهشگر تصور میکند این همه از اسلام است.
وقتی به نظریات شرقشناسان، حتی آنان که حسننیت داشتهاند، مینگریم یا برخی از نوشتههای مؤلفان اسلامی را میخوانیم، چنین درمییابیم که موضع حقیقی اسلام در برابر زن بسیار پیچیده و ناشناخته است، بهطوری که بسیاری از آنان در اینباره نظریات دور از حقیقت و ناصواب بهدست دادهاند. عدهای از آنان نیز گمان کردهاند که زن در اسلام مظلوم و تحت ستم واقع شده است.
حقیقت آن است که دو میراث مختلف در نزد مسلمانان وجود دارد: یکی تعالیم دینی مستقیم و مستند، و دیگر عادات موروثیای که هیچ نشانی از آنها در آثار دینی دیده نمیشود. باید با دقت و اهتمام ویژهای هریک از این دو را از دیگری متمایز کرد. از طرف دیگر، آثار دینی مربوط به زن نیز خود دو بخش است: بخشی درباره زن و شئونات زن که در مرحلهای معین از تاریخ سخن میگوید و بخشی دیگر تعالیمی که بنیادین و جاودان است.
برای توضیح این دیدگاه نظر پژوهشگر را توجه میدهم به آنچه نزد منطقدانان و اصولیها مصطلح است. آنان میان قضیه حقیقیه و قضیه خارجیه تفاوت قایل میشوند. در قضایای حقیقیه درباره احکامی بحث میکنند که در هر زمان و مکانی برای موضوع ثابت است. اما در قضایای خارجیه آن موضوع با توجه به زمان صدور حکم بررسی میشود و درباره چگونگی موضوع در زمان صدور حکم بحث میشود، و نه دیگر زمانها.
برای کشف موضع حقیقی اسلام در قبال زن، باید آیات قرآنی را اساس بحث و چارچوبی برای شناخت آموزههای حقیقی، و نه خارجی، قرار دهیم. در این صورت است که میتوانیم میان عادات و احکام تمیز دهیم، و نیز احکام ثابت را از احکام مختص به مرحلهای خاص بازشناسیم.
دیدگاه قرآن درباره زن با همه آرای فلسفی و مذهبی و عاداتِ پیش و زمان نزولِ آن، و نیز آرا و عادتِ متأخر اختلاف دارد. قرآن حقیقت و ذاتِ زن را مانند مرد میداند: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا.[278] پس از این، میگوید که زن در تکوین طفل مشارکت جوهری با مرد دارد و نه فقط ابزاری است برای تولیدمثل مردان و یا زمینهای برای تولید فرزند او: ( یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی
[278]«و از نشانههای قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید.» (روم،21)
