اخلاق میپردازیم. به منظور ایجاد حس مشترک و گسترده در انسانها، رهنمودهای فراوان و آموزههای مکرری دیده میشود و اینکه او خود تنها نیست.
اسلام در آموزههای تربیتی خود میخواهد به فرد این حقیقت را بباوراند که تو تنها نیستی، بلکه جزئی از جامعه انسانی هستی. لذا این باور را در تعلیمات اخلاقی خود استحکام میبخشد. پس، در چارچوبهای اخلاقی، همکاری افراد با یکدیگر آسان میشود.
بیان همه فضایل اخلاقی در یک سخنرانی ممکن نیست، لذا به ذکر برخی موارد بسنده میکنیم. ازجمله اخلاقِ حسنه مردمدوستی و کرم و تواضع و حسن ظن و حسن معاشرت و صداقت و کمک به ضعیف و سوادآموزی و احترام به بزرگتر و ترحم به کوچکتر و با صدای بلند سلام کردن و خوشرویی و کتمان اندوه و عیادت بیماران و ادب حضور و قدردانی از صالحان و نکوهش فاسدان و حیا و عفو و عذرپذیری و قبول فداکاری و خدمت به دوست و سخن گفتن با افراد ناشنوا بدون اظهار خستگی و باز کردن مکان برای نشستن دیگران در مجالس و هزاران رفتار دیگر از اینگونه است، که هریک از اینها گرایش و رغبت انسان را برای توسعه و تعالی تقویت میکند و همکاری و محبت میان افراد جامعه را برمیانگیزاند و موجب استحکام پیوندهای اجتماعی میشود. اگر خواسته باشیم به تفصیل و توضیح احکامی بپردازیم که به شئون اجتماعی اختصاص دارد، ناچار باید نصف فقه اسلام را بیان کنیم که از باب معاملات و باب سیاست تشکیل میشود.
این ابواب، اگر بخش اعظم فقه نباشد، قطعاً نیمی از آن است، و برای تنظیم و تعیین حدود و ثغور مسائل مختلفی همچون قوانین خانواده و قوانین مدنی و نظایر آن آمده است. برای بیان این مهم نیز سخنرانیهای متعدد لازم است.
اسلامی که احساس مدنیت را در انسان عمق میبخشد و این احساس را تقدیس میکند و آن را مستحکم میخواهد، قبل از همه اینها، تلاش میکند که در فرد بینشی به جامعه ایجاد کند. میخواهد روشن کند که ای انسان، جامعه ساخته دست توست، از مخلوقاتِ توست و چیزی نیست که از بیرون بر تو تحمیل شده باشد. این مسئلهای اساسی است. انسان وقتی احساس کند که خود او سازنده جامعه است، میتواند باعث توسعه جامعه خود گردد و طبق برنامه مشخصی تعامل کند. این مطلب در پارهای از آیات قرآن کریم بیان شده است: إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ[218]؛ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ.[219]
بدینسان، در بسیاری از آیات، قطعیت این مطلب را مییابیم که آنچه در جامعه دیده میشود، حاصل عملکرد مجموعهها و سازمانهاست و سازمانها ساخته دست انسان و در گروِ اشاره انسان است و از ساختههای انسان است و آنکه جوامع را میسازد، انسانها هستند. لذا اسلام، پس از آنکه به این اعتقاد قداست و ژرفا و استحکام میبخشد، امکاناتی فراهم میآورَد تا این مبانی در حوزه تربیت
[218]«خدا چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.» (رعد،11)
[219]«به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد.» (روم،41)
