در عرصه ایمان و عقیده میبینید که اسلام در اصول دین امر به اجتهاد میکند، یعنی میفرماید مسلمان کسی است که یگانگی خدا را با دلیل و منطق میپذیرد و ایمان سنتی و وراثتی کفایت نمیکند. چرا اسلام بر این نکته اصرار دارد و از ما میخواهد که اصول دین را عمیقاً درک کنیم؟ اسلام از ما این را میخواهد تا با ایمانِ خود زندگی کنیم. این چه فایدهای دارد؟ ایمان به خدای یکتا معنایش این است که چون خدا یکتاست و از داشتن فرزند و والدین و همتا و نزدیکان و خویشاوند مبراست، همه افراد بشر نزد او برابرند، همچون دندانههای شانه. وقتیکه انسانها مساوی باشند، همکاری میان آنان آسان میشود. چه، در آن صورت، کسی بر دیگران برتری ندارد یا بینیاز از دیگران نیست تا تعاون و همکاری صورت نگیرد، بلکه هر فرد نیازمند به دیگران است. پس قبول این مسئله که افراد بشر با یکدیگر مساوی هستند، تعاون و دادوستد را تسهیل میکند. در این صورت، در میان انسانها بینیازِ کامل یا نیازمندِ کامل پیدا نمیشود، بلکه هر شخصی از بعضی جهات غنی و از دیگر جهات نیازمند است. بنابراین، هم عطا میکند و هم میگیرد. در حالی که اگر گمان کنیم که بعضی از انسانها از دیگران بینیازند، تعاون و همکاری مشکل میشود. از طرف دیگر، وقتی بپذیریم که انسانها قدیس و مصون از خطا نیستند، پذیرفتهایم که هر فردی در معرض اشتباه است و نیاز به مشورت دارد. و این امر همفکری میان انسانها را پی میریزد. پس انسان به همفکری و همکاری اجتماعی نیازمند است و این نتیجه ایمان به تساوی افراد بشر است. به همین ترتیب، وقتی بگوییم که همه حرکات و فعالیتهای ما منبعث از خدای یکتاست، از وحدت مبدأ و هماهنگی حرکتها چیزی حاصل میشود که تعاون میان انسانها را تسهیل میکند.
این مفهوم با چند تعبیر تصریح میشود. خدا یکی است و او همه را خلق کرده است و انسانها همه از یک پدر و مادرند، پس با هم برادرند و سرنوشتشان یکی است: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.[215] پس آغاز و انجام و مسیر حرکت یکی است و این روندِ همکاری و هماهنگی و ایجاد جوامع را آسان میسازد. اینها بعضی از مسائلی است که به بشر باز میگردد. پس میان افراد انسان امتیاز و تفاوتی وجود ندارد. تفاوت در استعدادها و قابلیتهاست، نه برتری بعضی بر دیگران.
در همینجا مایلم جمله معروفی را به برادران یادآور شوم. گاه گفته میشود که اگر انسان به قرآن رجوع کند، میبیند که قرآن به برتری بعضی از آدمیان بر دیگران اعتراف دارد و به این آیه استناد میکنند: ( أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ.) [216]
گویند اسلام به برتری بعضی از انسانها بر دیگران اذعان دارد و این مطلب با سخنان شما که میگویید: «مردم مانند دندانههای شانه مساویاند» سازگار نیست. ولی وقتی معنی آیه و قرائن آن را ملاحظه میکنیم، میبینیم که آیه در صدد آن نیست که رجحان و تقدم و برتری بعضی از انسانها را بر دیگران ثابت کند، بلکه آنچه را ما در مورد تفاوت در
[215]«ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم.» (بقره، 156)
[216]«آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند، حال آنکه ما روزی آنها را در این زندگی دنیا میانشان تقسیم میکنیم. و بعضی را به مرتبت، بالاتر از بعضی دیگر قرار دادهایم تا بعضی بعض دیگر را به خدمت گیرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد میآورند بهتر است.» (زخرف،32)
