گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 261

سند شماره 15- 05- 67

موضوع: سخنرانی ـ ابعاد اجتماعی اسلام

مکان و تاریخ: دانشگاه داکار سنگال، 15/5/1967

مناسبت: سفر امام به سنگال.

منبع: نوار صوتی ـ آرشیو جنبش أمل

این سخنرانی در کتاب ادیان در خدمت انسان تحت همین عنوان درج شده است.

متن

قبل‌ از شروع‌ سخنرانی‌ لازم‌ است‌ که سپاس‌ خود را به‌ مؤ‌سسه‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ در داکار تقدیم‌ کنم‌ که با خلوص‌ نیت امکان‌ این‌ دیدار را برای‌ ما فراهم‌ آورد. همچنین،‌ از این‌ دانشگاه‌ محترم‌ سپاسگزارم که‌ تسهیلات‌ لازم‌ را برای‌ برگزاری‌ جلسه‌ مهیا کرد. از دولت‌ سنگال‌ هم‌ تشکر می‌کنم‌ که‌ در این‌ ایام‌ امکاناتی‌ فراهم‌ کرده‌ است‌ تا بتوانیم‌ در مدت‌ اقامتمان‌ با برادران‌ هم‌وطن‌ خود (لبنانی‌ها) و برادران‌ سنگالی‌ ملاقات‌ کنیم‌ و به ‌گفت‌وگوهای‌ فرهنگی‌ بپردازیم. امشب، در حقیقت، حسنِ‌ ختام این دیدارهاست.

اما موضوع‌ بحث‌ ما در این‌ دیدار؛ ابتدا باید به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ داد که‌ چرا اسلام‌ به‌ مسائل‌ اجتماعی‌ اهتمام‌ ویژه‌ دارد و خود را درگیر امور اجتماعی‌ می‌کند؟ آیا ممکن‌ نیست‌ که اسلام‌ تمام‌ همّ خود را با همه توان‌ متوجه‌ تعالیمی کند که‌ در حوزه خاص‌ ایمان‌ و اخلاق‌ و مسائل‌ فردی‌ است؟ آیا بهتر نیست‌ که دین‌ اسلام‌ فقط‌ به‌ تربیت‌ فرد بسنده‌ کند بی‌آنکه‌ در حوزه‌ اجتماع‌ دخالتی‌ داشته‌ باشد؟

فرد و جامعه‌‌

در پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌ باید گفت‌ که‌ اگر ما جویای‌ حقیقت‌ باشیم،‌ درمی‌یابیم‌ که‌ فرد جزءِ‌ حقیقی‌ جامعه‌ است. او به‌روشنی‌ از جامعه‌ تأثیر می‌پذیرد و بر جامعه‌ نیز اثر می‌گذارد. آدمی، در تکوین‌ خود، در زندگی، در فرهنگ‌ خود، در برآوردنِ‌ نیازهایش، در همه‌ امور، جزئی‌ از جامعه خویش‌ است‌ و از جامعه‌ اثر می‌پذیرد. نمی‌توان‌ فرد را در کانون‌ همه‌ توجهات‌ قرار داد، اما به‌ اوضاع‌ اجتماع‌ بی‌توجه‌ بود و از آن‌ غفلت‌ ورزید. نمی‌توان‌ برای‌ فرد و تربیت‌ او برنامه‌ریزی‌ کرد و در عین ‌حال،‌ او را در جامعه‌ای‌ رها کرد که‌ با تعالیم‌ و برنامه‌های‌ مذکور سنخیت‌ و تناسبی‌ ندارد. پس‌ اگر بخواهیم‌ فردْ صالح و مؤ‌من‌ و شایسته‌ باشد، غفلت‌ از جامعه‌ فرد به ‌هیچ وجه‌ مجاز نیست.

حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اسلام‌ از زبان‌ پیامبر خود می‌گوید: «بُعِثتُ‌ لأُُتَمِّمَ‌ مَکارِمَ‌ الأخلاق.» (مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تمام کنم.) اما آیا مکارم‌ اخلاقی‌ فرد مصونیت‌ دارد و می‌توان‌ آن‌ را در محیط‌ و جامعه‌ای‌ حفظ‌ و صیانت‌ کرد که‌ با آن‌ مکارم‌ و آموزه‌های‌ ایمانی‌ و اعمال‌ متعالی‌ نامتناسب‌ است؟ قطعاً‌ نه. به‌ نظر من‌ تأثیرپذیری‌ انسان‌ از جامعه‌ نیازی‌ به‌ برهان‌ ندارد. بنابراین، اسلام که‌ خواهان‌ تربیت‌ فرد است، تلاش‌ می‌کند که‌ برای‌ او جامعه‌ای‌ فراهم‌ آورَد که‌ با تربیت و ایمان و اخلاق‌ و کردار او، متناسب‌ باشد. بدین‌سبب‌ است‌ که‌ اسلام‌ در امور جامعه‌ دخالت‌ می‌کند.