این کار دانشآموز تنبل است. دانشآموز تنبل تکالیفش را تا آخرین روز تعطیلی انجام نمیدهد. از همین لحظه و همین امشب شروع کن. فرض کن که مریضی و هماکنون در بیمارستان هستی. خانهات را به بیمارستان مورد نظرت تبدیل کن. و از فضای مسموم دور شو؛ فضایی که تو را به فساد میکشد و از نماز و روزه باز میدارد. سعی کن که مرد باشی، انسان باشی و هیچ کاری برایت سخت نباشد. همهچیز آسان میشود. بنابراین، ما میتوانیم از همین امروز و همین لحظه شروع کنیم. در هر کاری هرچه زودتر شروع کنیم، کار برایمان آسانتر میشود. بهخصوص اینکه نمیدانیم آیا میتوانیم توبه کنیم یا قبل از توبه میمیریم. اگر ما کار خیری را در زندگی خود انجام دهیم، بهتر است از اینکه به آن وصیت کنیم تا دیگران انجام دهند. اینجا روایتی از امام صادق(ع) برایتان نقل میکنم. امام وصی شخص ثروتمند بودی که وصیت کرده بود که امام هفت انبار خرما در راه خدا انفاق کند. امام همه را انفاق کرد. سپس، به انبارها رفت تا ببیند چیزی باقی نمانده باشد. یک خرمای خشکشده فاسد یافت. آن خرما را برداشت و گفت: به خدا قسم اگر این خرما را وقتی زنده بود در راه خدا میبخشید، بسیار بهتر از آن بود که این انبارها را بعد از مرگش بخشید. همین نسبت میان جوان و پیر وجود دارد. جوانی که خداوند را اطاعت کند، یکی از هفت گروهی است که زیر سایه خداوند مأوی خواهد یافت، روزی که هیچ سایهای غیر سایه خدا نیست. به آمرزش و رحمت پروردگار خویش سبقت گیرید و مطمئن باشید که خدا مانند پادشاهان و رهبران و اشخاص نیست؛ هر زمان و پس از هر معصیتی که شما به سویش روید، او نیز به سوی شما میآید. به همین سادگی، واسطهای در کار نیست. راه به سوی خدا باز است. به سوی خدا بروید تا او نیز به شما رو کند. امیدوارم که موفق باشیم. من نمیخواهم فقط سخن بگویم. شما این واقعیتها را میدانید. اگر من و دیگران در این مورد سخن میگوییم، فقط برای تذکر و یادآوری است. این حقایق برای شما آشکار است. باز تأکید میکنم که اگر امروز شروع کنید، آسانتر است. این امر بحثی عملی است که تجربه هم شده است.
در پایان مایلم یادآوری کنم که خداوند میخواهد در این سرزمین پاک خانهای قرار دهد که در آن جمع شویم و صفی مانند بنیان مرصوص تشکیل دهیم. مسجد مکان نماز است و ما فایدههای نماز را گفتیم. میتوانیم بگوییم که مسجد کارخانهای برای تکریم انسان و اصلاح امور اوست و این ضروری است. حدیث میفرماید: «ما بُنِی مسجدٌ إلّا عَلی قَبرِ نَبِی أَو شَهِیدٍ استُشهِدَ فَأَصابَت تِلکَ البُقعَةُ قَطرَة مِن دَمَهِ فَأَبَی اللهُ إلّا أن یبنِی عَلَیها بِیتاً لَه یعبَدُ فِیهِ.» (مسجدی ساخته نشد مگر بر روی قبر پیامبر یا وصی یا شهیدی که در راه خداوند به شهادت رسیده است و قطرهای از خون او در آن مکان ریخته شده باشد و خدا راضی نمیشود مگر بر آن خانهای برای عبادت ساخته شود.) نمیخواهم بگویم که در این مکان خون قبر پیامبری است یا خون شهیدی ریخته شده است. لیکن میخواهم بگویم در راه ساختن مساجد چه خونها که ریخته شد و چه جسمها که به خاک افتاد. این همان دینی است که در دسترس ماست و ساختن مسجدی در این محل تنها و تنها مستلزم اراده و نیت ماست. من میدانم اگر برادرانی که اینجا حضور دارند اراده و نیت کنند، مسجد ساخته خواهد شد. به همین آسانی. این نعمتی از جانب خداست. اما میدانید در آغاز دعوت به سوی خدا و نماز و مساجد
