امکانات بسیار و گردهماییهای نادر را در راه رضایت خداوند به کار گیریم. رضایت حقتعالی را فراخور شخصیت خود فراهم کنیم. رضایت خدا به وضعیت و به زندگی و به رفتار ما بستگی دارد و به تعظیم رمزی چون خانه خدای عز و جل، خانهای که در آن پروردگارمان را عبادت میکنیم و به نام او در آن جمع میشویم و داخل آن میشویم و سپس با دلی پاک و صاف و خاشع از آن خارج میشویم. این کار احترام بیشتری است در حقّ من تا اظهار محبتهایی که از شکر آنها عاجزم.
تردید ندارم که این وضعیت درباره همه شما صادق است. من مطمئنم که برادر مصطفی، میزبان ما و بانی برگزاری جلسات در این شبهای نورانی، شخصی که کرم و بخشش و خلق خوش او که در این چهره خندان شما ظاهر شده است و بزرگواری او در آمادهسازی خانهاش آشکار و اراده و قدرتش در این دیدار پر نشاط نمایان گشت؛ پس از این، خاطرات این شب عزیز را همیشه به یاد خواهد سپرد و قلبش به محراب خداوند، که به ما و او نعمت بخشید، تبدیل میشود؛ خداوندی که به ما نعمت بخشید و ما را در کنار هم جمع کرد و نعمتش را بر ما تمام کرد. بدون تردید، مصطفی بعد از این شب عزیز باز به ما لطف میکند و بهتر از قبل خواهد بود، گرچه او هماکنون نیز شخصیت خوب و پاکی است و فرزند خوبان و پاکان است. همچنین، دیگر عزیزانی که در این شبها لطف کردند و این جلسات را برگزار کردند و کارهای خود را رها کردند و برای شنیدن سخنرانیها شبزندهداری کردند. هرکدام از شما عزیزان تلاش میکنید که این الطاف را با عمل به این سخنان کامل کنید. در این صورت است که روز قیامت سربلند با خداوند دیدار میکنیم. میتوانیم بگوییم که پس از این سخنرانیها و جلسات موفق شدیم که شخصی غیرمقید به مسائل شرعی را در کارها و معاملاتشان مقید به شرع کنیم. در قیامت میتوانیم بگوییم یکی از ما که زبانش را از غیبت و تهمت و سخنچینی (البته در حالت ناراحتی) حفظ نمیکرد، پس از این شبها میکوشد که زبانش را حفظ کند و دیگر این کارها را انجام ندهد. این افتخاری برای ماست. میتوانیم بگوییم: خداوندا، در این شبها توانستیم در قلب جوان یا پیری که گاهی اوقات درباره نمازش سهلانگار بود، تأثیر بگذاریم و او نمازگزار شد. میتوانیم بگوییم بعضیها که از روی جهل، روزه را راهی برای نزدیکی به خدا نمیدانستند، بعد از شنیدن این آیه: وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ،[204] روزه میگیرند و این شعار الهی را حفظ میکنند. با اینگونه تکریمهاست که میتوانیم اثر حقیقی بهجا بگذاریم و اطمینان داشته باشیم که خداوند نعمت خویش را بر جسم و روح و عقل و قلب ما تمام کرده است و دراینصورت، خداوند به شما پاداش کامل میدهد.
حادثهای در لاگوس در خاطرم هست: در خانه جوان عزیز لبنانی به نام آقای ژوزف عبود بودیم. شما او را میشناسید. بنده درباره نماز صحبت کردم. هنگامیکه خواستم از خانه بیرون بیایم و با او خداحافظی کنم، به من گفت: فلانی مطمئن باش که امشب نماز میخوانم. واقعیت این است که ارزش این سخن وی از همه الطافی که این شبها دیدم، بیشتر بود. من اطمینان دارم که برادران عزیز از این دست کارها انجام خواهند داد و از همه جهت به من لطف خواهند کرد. من همه کارها را از شما نمیخواهم. از هرکدام از شما یک کار میخواهم.
[204]«از شکیبایی و نماز یاری جویید.» (بقره،45)
