بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ؛) [98]
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ.[99]
سنت مطهر نبوی در احادیث فراوانی این شیوه را تأیید میکند، از جمله حدیث مشهور و مستفیض زیر:
«اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ کَغیاهب اللیل المدلهم فَعَلَیکُم بالقُرآن.» (آنگاه که انواع بلاها و شداید مانند پارههای شب تاریک شما را فروپوشید، به قرآن پناه ببرید.)
این قبیل آیات و روایات وجود رمزگرایی را در قرآن بهروشنی نفی و تأکید میکند که قرآن کتاب هدایت بشر، همه بشر با همه اختلاف مراتب و شناخت آنان، است و به زبان عربی روشن نازل شده که هیچ رمز و ابهامی در آن نیست.
ثانیاً، همانگونه که جنبههای حقیقت با آثار آن متفاوت است، مراحل ادراک معانی قرآن کریم نیز متفاوت است. انسان هرچه بیشتر در آیات قرآنی غور کند و سطح فرهنگ او ارتقا یابد، به نسبت بالا بودن معرفتش، در مقابل او بابهایی از معانی و معارف جدید گشوده میشود، که با مدرکات پیشین او، چه از نظر عمق و چه از حیث سمتوسو، متفاوت است. این معانی جملگی صحیح و حقیقی است و با یکدیگر هیچگونه تناقضی ندارد.
این امر یکسره تفاوت دارد با اصل رمزگرایی و اصل کنایات و این گرایش مؤلف که کلیدهای رمز و قراین کتابات را اهل آن درمییابند. تدبر در قرآن مانند تدبر در قوانین و موافقتنامههاست، اما به صورتی جدیتر و خداوند متعال به تدبر در قرآن فرمان داده است: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا.[100]
همچنین، روش صحابه پیامبر و امامان معصوم از یکسو، و منطق کلام و عرف مفاهمات بشری از سوی دیگر، به همینگونه است.
ثالثاً، این شیوه نیز با بسنده کردن به ظواهر کلمات و استناد به مدلولهای ابتدایی متفاوت است، زیرا همانطور که در حدیث شریف آمده است: «اَلقُرآنُ یفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضاً.» (برخی از آیات قرآنی پارهای دیگر از آیات را تفسیر میکند)
اگر ما در قرآن کریم میخوانیم: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ، [101] حق نداریم بگوییم که خداوند در روز قیامت دیده میشود و این آیه کریمه دیگر را نادیده بگیریم که میفرماید: لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ؛[102] یا زمانی که در قرآن میخوانیم: الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى،[103] نباید گفته برخی از قدمای اشاعره را در قول به تجسد تکرار کنیم، زیرا در جای دیگری از قرآن چنین میخوانیم: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.[104]
هر نویسندهای حق دارد از خوانندگان خود بخواهد که با مطالعه موضوعات متعددی از کتابش، اصطلاحات او را درک کنند. خواننده کتاب علمی باید معانی مورد نظری را که اهل علم از الفاظ آن
[98]«کتابی است که آیههایش بهوضوح بیان شده، قرآنی است به زبان عربی برای مردمی که میدانند. هم مژدهدهنده است و هم بیمدهنده. بیشترشان از آن اعراض کردهاند و سخن نمیشنوند.» (فصلت، 3ـ4)
[99]«ماه رمضان، که در آن، برای راهنمایی مردم و بیان راه روشن هدایت و جدا ساختن حق از باطل، قرآن نازل شده است.» (بقره،185)
[100]«آیا در قرآن نمیاندیشند یا بر دلهایشان قفلهاست؟» (محمد،24)
[101]«در آن روز چهرههایی هست زیبا و درخشان، که سوی پروردگارشان نظر میکنند.» (قیامت، 22ـ23)
[102]«چشمها او را نمیبینند و او بینندگان را میبیند» (انعام،103)
[103]«خدای رحمان بر عرش استیلا دارد.» (طه،5)
[104]«هیچچیز همانند او نیست.» (شوری،11)
