گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 56

شنیدم. برخی از آنان به من گفتند که درخواست‌‌های فراوانی از لبنان داریم و می‌‌خواهیم همان‌‌گونه که در مبارزات به ما کمک رساندند، در زمینه‌‌های دیگر از جمله آموزش و مهندسی و ساختمان‌‌سازی نیز به ما کمک کنند. ما از لبنانی‌‌ها می‌‌خواهیم که دست همکاری با ما را پیش بکشند، آن‌‌چنان‌‌که پیش از این و در دوران دفاع به ما یاری می‌‌رساندند و با ما همکاری می‌‌کردند. یکی از ویژگی‌‌های مردم الجزایر پایبندی آنان به اعتقادات عمیق دینی و مشارکت زنان در جهاد و فعالیت‌‌های سیاسی و سازنده است. از کتابخانه عمومی و سالن اجتماعات بزرگ ابن‌‌خلدون بازدید کردم و با دانشمندان بزرگ آنجا آشنا شدم. یکی از برجسته‌‌ترین چیزهایی که در الجزایر دیدم، این بود که در ییلاق‌‌های آنجا که همپایه ییلاق‌‌های لبنان است، درخت سدر وجود دارد. همچنین، هوای آنجا معتدل و خوش است. به محله قصبه، یکی از محله‌‌های قدیمی هم رفتم. این محله محله قهرمانان الجزایری است و در نزدیکی مقبره شهدا قرار دارد. قبر آنان را زیارت کردم و برایشان فاتحه خواندم.

مقبره‌های آنان این شعر را به خاطرم آورد:

مضاجع بعطور الحق زاکیة

کأنهم سکبوا فیها الذی اعتقدوا

(قبرهایی که با عطر حقیقت آکنده شده‌‌اند، گویا آنچه بدان اعتقاد دارند، در گورها ریخته‌‌اند.)

به هرجای خاک الجزایر که پا بگذاری، اعتدال و اعتماد به نفس و آگاهی بی‌حدی می‌بینی. یکی از علمای بزرگ آنجا، شیخ سحنون، به من گفت: نقش ما، علمای دین، در تعلیم زبان و کلام به پایان رسیده است، زیرا حکومت عهده‌‌دار مبارزه با فساد و تهذیب اخلاق و آموزش زبان عربی به مبتدیان شده است. اما اگر انحرافی احساس کردیم، آماده‌‌ایم. شیخ سحنون چهار سال از عمرش را در زندان و در کنار دیگر علما با شکنجه سپری کرد؛ علمایی که پیشگامان جهاد در کوه‌‌ها و دشت‌‌ها و آبادی‌‌ها بودند. من شک ندارم که اگر کشورهای عربی در دوران سازندگی کمک‌‌های بیشتری به الجزایری‌ها برسانند، برادر توانمندی خواهند یافت که در مشکلات مادی و معنوی می‌‌تواند به کشورهای عربی کمک‌‌های شایانی بکند. بسیاری از مردم الجزایر به من گفتند که بسیار درد کشیدند زمانی که خود در میان شعله‌‌های مقدس مبارزه بودند و اخبار اختلافات کشورهای عربی و تهمت‌‌های آنان را به یکدیگر می‌شنیدند.

پس از ده روز، سیّد موسی صدر الجزایر را ترک گفت و به قاهره رفت. او در این باره گفت: دیداری با شیخ شلتوت، رئیس دانشگاه الأزهر، و استاد محمد المدنی و دیگران داشتم و درباره مسائل اسلامی و تدریس مذهب شیعه در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت با آنان گفت‌و‌گو کردم. در آنان نگاهی آینده‌‌نگر برای تلاش در راه وحدت کلمه و وحدت صفوف و وحدت احساس دیدم.