گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 406

درباره من بگوید یا رازی را از من برملا کند یا خطای مرا بازگو کند، و به همین ترتیب، نفر دوم و سوم و چهارم نیز همین کار را انجام دهند، به‌تدریج شما نسبت به من بی‌اعتماد می‌شوید. یعنی غیبت‌کننده با سخنان خود و با غیبت کردن خود، مرا تباه کرده و در عرصه جامعه کشته است، زیرا حیات من در جامعه به آبرو و کرامت من است. اگر او با غیبت کردن، آبرو و کرامت مرا از بین ببرد، در واقع مرا در جامعه کشته است و جامعه را از نیروهای من و مرا از تعامل با جامعه محروم کرده است. از این روست که قرآن کریم می‌گوید: « ﴿ أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ .»[462] به این تعبیر توجه کنید. د��مورد غیبت ممکن است کسی بگوید: «اگر راست باشد، اشکالی ندارد آن را بگویی.» آیا می‌دانید این سخنی که به‌راحتی بر زبان من یا زبان شما جاری می‌شود، تیری است در بدن فرد غایب؟ وقتی با غیبت کردن، فرد غایب را رسوا و راز او را برملا می‌کنند، اعتماد به او از بین می‌رود و هم جامعه او را از دست می‌دهد و هم او جامعه را. بنابراین، غیبت کردن، قتل اجتماعی است. تهمت زدن و دروغ گفتن، زندگی جامعه را از بین می‌برد. چگونه است که ما به آنچه می‌گوییم، بی‌اعتنا هستیم؟ بعضی از آنچه ما می‌گوییم، پشت جامعه را می‌شکند و نیروهای جامعه را از بین می‌برد « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ .»[463] باید مراقب آنچه می‌گوییم باشیم. سخنی که بر زبان ما جاری می‌شود در ورای خود مسئولیت‌هایی به دنبال دارد. « ﴿ مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْل إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ .»[464] چرا ما این مسئولیت را درک نمی‌کنیم؟ آیا هیچ‌یک از ما دوست دارد که غیبت کند و گوشت برادرِ مرده خود را بخورد؟
این شعر و توصیف ادبی نیست برادران! توصیفی واقعی است، زیرا غیبت‌کننده تکه‌ای از گوشت فرد غایب را می‌بُرد. غیبت‌کننده فرد غایب را به‌تدریج می‌کُشد، زیرا او را در جامعه بی‌آبرو می‌کند و اعتماد جامعه به او را از بین می‌برد و بدین‌ترتیب، او به مقتولی اجتماعی تبدیل می‌شود که هیچ ارزشی ندارد. چه کسی مسئول این امور است؟ کسی که غیبت می‌کند؛ کسی که پشت سر دیگران حرف می‌زند؛ کسی که تهمت می‌زند. در این میان چه کسی زیان می‌کند؟ کل جامعه، زیرا جامعه‌ای که با توانایی‌های هزار نفر ساخته شده باشد، شرایطی بهتر از جامعه‌ای دارد که با توانایی‌های نهصد و نود و نه نفر ساخته شده است.
اگر غیبت و تهمت و بی‌مسئولیتی در محافل ما رواج یابد، تباهی رواج می‌یابد و کرامت انسان‌ها از بین می‌رود و هم ما خودمان را از دست می‌دهیم و هم جامعه ما را از دست می‌دهد. بنابراین، آثار بداخلاقی صرفاً به منزوی شدن من از جامعه منتهی نمی‌شود، بلکه فراتر از آن است و جامعه را تباه و نابود می‌کند. اخلاقی که دین به آن دستور می‌دهد و یکی از مهم‌ترین عرصه‌های دینی است، تأثیری ژرف در شکل‌گیری و پایه‌گذاری جوامع دارد.
اما سومین عرصه، عرصه آموزه‌ها و احکام است. من نمی‌توانم در این زمینه به‌طور گسترده بحث کنم، زیرا بحثی طولانی و عمیق و دنباله‌دار است و زمانی برای من باقی نمانده تا مفصل درباره آن صحبت

[462]. «آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت.» (حجرات، 12)
[463]. «برای کسانی که دوست دارند درباره مؤمنان زشتکاری شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردآور مهیاست.» (نور، 19)
[464]. «هیچ کلامی نمی‌گوید مگر آنکه در کنار او مراقبی حاضر است.» (ق، 18)