گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 144

این جوانان با خون خود و با فداکاری‌های خود تصویری قهرمانانه ترسیم کرده و جلسات شادی برپاکرده‌اند. در هر خانه‌ای که وارد می‌شدم از پدر یا مادر شهید می‌شنیدم که می‌گفتند: ما یکی از جوانان خود را داده‌ایم و پنج نفر دیگر باقی مانده‌اند. هم? فرزندان ما را با خود ببر… (تشویق حاضران) حتی از پدران آنان که اکنون نیز در این اجتماع حضور دارند، شنیدم که می‌گفتند: آیا سالمندان نیز می‌توانند در این جنگ حضور داشته باشند؟ اگر ما نیز می‌توانیم از جنوب دفاع کنیم، خواهش می‌کنیم اسم ما را بنویسید یا به مسئولان بگویید اسم ما را بنویسند. دیروز در عرمتی زن سالمندی رادیدم که فرزندش شهید شده بود. به من گفت: سید موسی آیا زنان نیز می‌توانند در این جنگ نقشی داشته باشند؟

این همان بشارت است، ای برادران و ربطی به اراد? سید موسی و یا خود سید موسی یا مردم ندارد. آنان از ما پیشی گرفتند و به خدا پیوستند و به هر کوچک و بزرگ و مرد و زنی ندا می‌دهند که به دفاع از وطن بپردازند و در برابر دشمن توطئه‌گر و متکبر که خاک پاک جنوب را آلوده کرده است و مردم را مسخره می‌کند و حکومت و ملت هردو را خوار و کوچک می‌شمارد، بایستند. خود دشمن به گروهی در طیرحرفا گفته است که اگر در لبنان یک مرد پیدا می‌شد، ما وارد این سرزمین پاک نمی‌شدیم.

برادران عزیز!

ما در برابر این دعوت‌کنندگان به خیر و حق ایستاده‌ایم؛ همان کسانی که از هرچیز گذشتند و هم? فلسفه‌ها و تحلیل‌ها و دسته‌بندی‌ها و تقسیم‌بندی‌های فرقه‌ای و منطقه‌ای را پشت سر گذاشتند. وقتی بیروت در خون خود و در اختلافات داخلی دست و پا می‌زد، آنان در این دام نیفتادند و به تمرین خود برای آمادگی در برابر دشمن ادامه دادند تا راهی شایسته به سوی جهاد و مسیری مطمئن به سوی عزت و کرامت ملی باز کنند. آنان خود به این راه شتافتند و به ما گفتند: «ای مردم به ما ملحق شوید.» و به آن‌ها بشارت دادند؛ «وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»

گفتند: راه این است؛ راه جنوب، سرزمین جهاد و مبارزه، کفرشوبا، عیترون، میس‌الجبل، عیناتا، عیتاالشعب، مجدل زون، همگی صحن? جنگ است. پس هرکس می‌خواهد، قهرمانی‌های خود را در آنجا به نمایش بگذارد. سلاح و توپ‌ها و موشک‌ها و غیر آن‌ها باید به این مناطق منتقل شود، نه اینکه بر ضد هم‌وطنان بی‌گناه و محله‌های محروم به کار گرفته شود. این جنگ‌افزار‌ها باید بر ضد دشمن به کار رود. این پیام جوانان است که آن را نه از زبان هم‌رزمانشان، بلکه از خداوند جهانیان می‌شنویم.

اوست که به ما می‌گوید: «وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»

از این رو، هر یک از ما با وجود آنکه در ساعت نخست [این مراسم] احساس درد عمیق و نگرانی و ناآرامی داشتیم، در این لحظه همگی تپشی دوباره، شعله‌ای تازه، تحرکی جدید و انگیزه‌ای نو در قلب خود احساس می‌کنیم و همان‌گونه که برادرمان، ابوعمار گفت، ما شاهد تولدی دوباره هستیم و برای حمایت و محافظت از آن استوار می‌ایستیم و از خداوند می‌خواهیم آن را حفظ کند و این تولد را وسیله‌ای برای حفظ وطن و یک‌پارچگی آن قرار دهد.

برادران عزیز!

من نه افسانه می‌سرایم، نه نظریه‌پردازی می‌کنم و نه خیال‌پردازی؛ و هر اندازه شیوا و حماسی