گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
اختصاص یافته است. چرا روستاهایی مستحکم در پشت خطوط برای کمک به روستاهای مرزی در مقابله با تجاوزات نمیسازیم؟ چرا این سی میلیون لیره این هدف را تحقق نبخشد؟ بخش اعظم اعتبارات عمومی پروژهها در مناطق مختلف لبنان هنوز آزاد است، زیرا این پروژهها هنوز سپرده نشده است. ازهاینهرو، من میپرسم: آیا، ضمانتی برای بقای لبنان در وضعیت فعلی وجود دارد که بتوانیم این بخش از بودجه را پس از وقوع فاجعه هزینه کنیم؟
حرف من این است که این بخش از اعتبارات را برای جنگ پایداری در جنوب اختصاص دهید. جنوب میدان پایداری همه لبنان است. بود و نبود لبنان منوط به جنوب است. اعتبارات سالهای 1968 و 1969 به سبب اجرا نشدن برخی پروژهها بهطور کامل تخصیص نیافت و همین امر این حق را به جنوب میدهد که این اعتبارات برای آن صرف شود.
ما صندوقی برای حوادث غیرمترقبه ویرانگر مانند زلزله داریم. آیا شما زلزلهای کوبندهتر از زلزله جنوب و فاجعهای بزرگتر از آن سراغ دارید؟
امام صدر چند لحظهای سکوت میکند و سپس ادامه میدهد:
امکانات و ابزارهای مالی متعددی در اختیار داریم که میتوان از آنها در این نبرد بهره گرفت. البته، به شرط آنکه حقیقتاً به نبردی که در جنوب داریم، اعتقاد داشته باشیم. هرگونه حرکت عمرانی برای مقاومسازی و سازندگی و توسعه در آینده، حرکت اقتصادی جدیدی در جنوب پدید میآورد که مصیبت گرسنگی مسلط بر مردم منطقه را کاهش میدهد و به آنان امید میبخشد و عزم آنان را برای بقا و مقاومت در مقابل هرگونه تجاوز تقویت میکند.
اما اگر وضع به همین شکل بیتوجهی و بیاعتنایی ادامه یابد و هر مسئولی احساس مسئولیت نکند و از مسئولیت تاریخی خود که نبرد سرنوشتساز جنوب بر دوشش گذاشته، شانه خالی کند … و اگر مصیبتزدگان با مصیبتشان رها شوند؛ گویی که فرزندان و حامیان این وطن نیستند …
من هشدار میدهم از عواقب و سرنوشت تاریک…
مدتی طولانی از همه مسئولان تقاضا کردم… و پیش از آنکه به برادرانم در جنوب بپیوندم، این آخرین ندای من است. و دیگر اینکه این ندای جنوب است… و بار دیگر میگویم، پیش از آنکه دیر شود، ندای ما را دریابید.
