گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
مى داند و او را به پیمودن راه تشویق مى کند تا بتواند مقام انسانیت را که رهبرى جهان و خلافت خدایى است، به دست آورد.
حالا کمى تفصیل بدهیم:
(«ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ. الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ.») [54]
الف. ایمان به غیب: آیا انسان امروز که امراض جسمى، عصبى، اجتماعى و مالى خود را با علم حل کرده است، از اضطراب و تشویش خود کاسته است؟
آمار نشان مى دهد که نمى توانیم به این سؤال جواب مثبت بدهیم! بلکه بهطور حتم مى توانیم بگوییم که به نسبت تکامل دانش اضطراب او کم نشده است. انسان پریشان عصر ما گرفتار امراض روحى فراوان است و تکیهگاهی مطلق و ثابت دائم جستوجو مى کند. وابستگى انسان به این مصدر قدرت لایزال پاسخ به اساسىترین احتیاج روحى انسان در عصر حاضر است. به علاوه، دنیاى متصل به غیب بزرگتر است، حد ندارد و تشنگى لانهایى انسان را علاج مى کند:
(«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.») [55]
اسلام، این تکیهگاه را با ایمان به غیب تأمین کرده است، ولى نه غیب پر از خرافات و مشکلات، نه غیب مزاحم و مانع از سیر زندگى و علم، بلکه غیب مجرد و کامل.
ب. «وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ» و براى محافظت بر این احساس دستور عملى مى دهد تا همیشه این احساس زنده باشد. عمل و عقیده، عمل و شعور وجدانى، عمل و وجدان مخفى در هم مؤثر هستند.
اسلام در عبادات به بُعد روحى اکتفا نکرده و عبادات متفرقه را کافى ندانسته، بلکه در عین حال، حرکات خارجى و نیت را توأمان معتبر دانسته تا انسان در این تمرین توجه به خالق را در اثنای عمل به دست آورد، تا بتواند در زندگى دائماً متوجه خالق خود باشد و سبب خلقت خود را در نظر داشته باشد.
[54]«این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست، پرهیزکاران را راهنماست. آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز میگزارند، و از آنچه روزیشان دادهایم، انفاق میکنند.» (بقره، 3-2)
[55]«آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مییابد.» (رعد، 28)
