گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 67

احکام‌ اسلام‌ در مدت‌ 23‌ سال‌ به‌ تدریج‌ نازل‌ شد. فی‌المثل،‌ شراب‌ و قمار در چهار مرحله‌ و بعد از سال‌ چهارم‌ هجری‌ حرام‌ قطعی‌ شد.

اگر به‌ کوتاهی‌ مدت‌ حکومت‌ پیامبر اکرم‌(ص) بنگریم‌ که‌ ده‌ سال‌ بود، و اگر به‌ عظمت‌ و سختی‌ این‌ مأموریت‌ توجه‌ می‌کنیم،‌ علت‌ اعتقاد شیعیان‌ در لزوم‌ تعیین‌ خلیفه‌ به‌ نص‌الهی‌ را درمی‌یابیم‌ که‌ حداقل‌ این‌ جانشینی‌ تا پایان‌ زمان‌ این‌ مأموریت‌ ادامه‌ داشته‌ باشد.

شیعه‌ اعتقاد دارد که‌ جانشینی و ولایت علی(ع) بنا بر نص ثابت می‌شود‌ و علت‌ این‌ بوده‌ که‌ وی‌ شخصیت‌ اسلامی‌ کاملی‌ بوده‌ است‌ و‌ زمانی‌ که‌ شش‌ سال‌ از عمرش‌ می‌گذشته،‌ وارد‌ مکتب‌ محمدی شده‌ و تا پایان‌ زندگی‌ پیامبر(ص) در این‌ مکتب‌ نشو و نما کرده‌ است. وی‌ به‌ مرحله‌ای‌ رسید که‌ پیامبر(ص) در حق‌ وی‌ گفت: «أنا مَدِیَنَةُ العلِمِ‌ و عَلِی‌ بابُها.» (من شهر علمم و علی(ع) باب آن.) درباره‌ علی(ع)‌ چنین‌ فرمود: «عَلِی‌ مَعَ‌ الحَقِّ‌ وَ الحَقُ‌ مَعَ‌ عَلِی‌ یَدُوُر مَعَهُ أینَما دارَ.» (علی(ع)‌ با حق‌ است‌ و حق‌ نیز همراه‌ علی(ع)‌ است‌ و هرجا علی(ع) باشد، حق هم هست.)

فقه‌ شیعه‌

نخستین منبع تشریع در نزد همه‌ مسلمانان‌ قرآن‌ کریم، کتاب‌ خداوند، است، و بعد از قرآن،‌ منبعِ‌ دوم‌ سنّتِ‌ شریف‌ نبوی‌ است که‌ عبارت است‌ از سخنان و رفتار و تقریر پیامبر. تقریر یعنی‌ موافقت‌ و امضای‌ پیامبر. خداوند در قرآن‌ کریم‌ آیاتی‌ به‌ پیامبر اختصاص‌ داده‌ است‌ تا سیره‌ و روش‌ او بدون‌ هیچ‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ حجت‌ باشد.

تا اینجا همه‌ مسلمانان‌ اتفاق‌ نظر دارند، چنان‌که تقریباً همگی‌ اجماع‌ و عقل‌ را حجت‌ می‌دانند و برخی از عقل‌ به‌ پیامبر باطنی‌ تعبیر‌ می‌کنند و پیامبر را عقل‌ هستی‌ و عقل‌ ظاهر تلقی می‌کنند. حقیقت‌ این است که جزئیات‌ برخی‌ احکام‌ شرعی‌ نه‌ در قرآن‌ کریم به آن تصریح شده‌ و نه‌ در سنت‌ پیامبر که‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ رسیده‌ است. زمانی‌ که‌ به‌ تاریخ‌ فقه‌ مراجعه‌ می‌کنیم،‌ درمی‌یابیم‌ که‌ ده‌ها موضوع‌ است‌ که‌ بعد از درگذشت‌ پیامبر در میان‌ مسلمین‌ مطرح‌ شده، بی‌آنکه‌ درباره آن‌ حکمی‌ از جانب‌ پیامبر رسیده‌ باشد. در این‌گونه‌ از مسائل‌ بسیاری‌ از مسلمانان‌ به‌ دیدگاه‌ها و فتواهای‌ صحابه‌ استناد می‌کنند، زیرا آنان با پیامبر‌ زیسته‌اند و از نزدیک‌ با سیره‌ و روش‌ وی‌ آگاهی‌ دارند. این‌ دسته‌ از مسلمانان‌ آرای‌ صحابه‌ را منبع‌ سوم‌ قانون‌گذاری‌ دانستند و در این‌ زمینه‌ به‌ روایاتی‌ که‌ از پیامبر اکرم‌ صادر شده‌، استناد کرده‌اند که‌ روشن‌ترین آن‌ها این حدیث‌ منسوب‌ به‌ پیامبر(ص)‌ است: «أَصحابِی‌ کَالنُّجومِ‌ بِأَیِّهِم‌ إقَتَدتُم‌ إهتَدَیتُم.» (اصحاب من چون ستارگان‌اند، به هرکدام از آنان تأسی کردید، هدایت خواهید شد.)

اما شیعیان‌ از گفتار ائمه اهل‌ بیت‌ پیروی‌ می‌کنند و گفتار و رفتار و تقریر آنان را سومین‌ منبع‌ تشریع‌ می‌دانند. شیعیان دراین‌‌باره‌ به‌ روایاتی‌ از پیامبر اکرم‌(ص) استناد می‌کنند، از آن‌ جمله‌ این حدیث‌ است: «إنَّی‌ تارِک‌ فِیکُم‌ الثَّقَلَین‌ کتابِ‌ اللهِ‌ وَ عِتَرتِی‌ ما إن‌ تَمَسَّکتُم‌ بِهِما لَن‌تَضِلُّوا وَ إنَّهُما لَن‌ یَفتَرِقا حَتّی یَرِدّا عَلَیَّ‌ الحَوضَ.» (من‌ دو گوهر ارزشمند در میان‌ شما به‌ یادگار می‌گذارم؛‌ یکی‌ کتاب‌ خدا و دیگری‌ اهل‌ بیتم‌ را تا زمانی که‌ به‌ این‌ دو گوهر چنگ‌ زنید، گمراه‌ نخواهید شد. این‌دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.) و روایت‌ دیگری که‌ فرمود: «مَن‌ أَحَبَّ‌ أَن‌ یَحیا حَیاتِی ‌وَ یَمُوتَ‌ مِیتَتِی و یَسکُنَ‌ الجَنَّهَ‌ الخُلَد الَّتِی‌ وَعَدَنِی‌ رَبِّی‌ فَلَیَتَولَّ‌ و

صفحه67 از408