گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 39

می‌کنیم. به‌ هیچ‌ وجه‌ از این‌ غریزه‌ منع‌ نشده‌ است. در اسلام‌ جلوگیری‌ از این‌ غریزه‌ و سایر غریزه‌های‌ زندگی‌ انسانی‌، رهبانیت‌ نامیده‌ شده‌ و گفته‌ شده‌ است: «لا رهبانیة‌ فی‌ الإسلام»، لیکن‌ از تجاوز به‌ ناموس‌ غیر و از افراط‌ در این‌ امر منع‌ شده‌ است. این‌ غریزه‌ نیز مانند خوردن‌ و آشامیدن‌ است. بهره‌ بردن‌ از زیبایی‌های‌ زندگی‌ و بهره‌ بردن‌ از نعمت‌های‌ الهی‌ به‌‌طور معقول‌ و منطقی‌ نه‌ تنها بی‌اشکال‌ است، بلکه‌ در بسیاری‌ از آثار وارد از اهل‌‌بیت‌ دیده‌ می‌شود که‌ مرغوب‌ و محبوب‌ خداوند است. پس‌ می‌توان‌ راهی‌ را رفت‌ که‌ بدن‌ انسان‌ لذت‌ برد، روح‌ انسان‌ شاد باشد، افکار انسان‌ آرامش‌ یابد و در عین‌ حال‌، خویشان‌ انسان‌ خوشنود باشند. چه‌ امتیازی‌ می‌شود داد به‌ کسانی‌ که‌ قسمت‌ بزرگی‌ از وجود خود، یعنی‌ فطرت‌ خداجویی‌، را کنار گذارند و یا غرق‌ در شهوات‌ شوند و یا از حریم‌ اجتماع‌ و زندگی‌ اجتماعی‌ کناره‌ گیرند؟

درس‌ باید خواند، مرد اجتماع‌ باید بود، در عین‌ حال،‌ مرد دیندار هم‌ می‌توان‌ بود. همه‌ این‌ها با هم‌ جمع‌ می‌شوند. بلکه‌ همه‌ این‌ها یک‌ راه‌ است. آرامشی‌ که‌ در نتیجه‌ نماز و رضایتی‌ که‌ در نتیجه‌ روزه‌ برای‌ انسان‌ حاصل‌ می‌آید، نه‌ تنها زحمت‌ مختصری‌ را که‌ در راه‌ به‌ پا داشتن‌ این‌ عبادات‌ می‌کشد، جبران‌ می‌کند، بلکه‌ آرامش، آسایش‌ و نوری‌ در قلب‌ انسان‌ پدید می‌آورد که‌ توفیق‌ وی‌ را در هدف‌های‌ تحصیلی‌ او نیز تأمین‌ می‌کند. تصور می‌کنم‌ که‌ با کمال‌ وضوح‌ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ عبادات‌ با تمرین‌ بسیار آسان‌ می‌شود. انسانی‌ که‌ خاشع‌ بود، با کمال‌ سهولت‌ به‌ عبادات‌ مختصری‌ که‌ از طرف‌ خداوند بزرگ‌ به‌ او تکلیف‌ شده‌ است، گردن‌ می‌نهد.

آنچه‌ می‌توانم‌ بر مطالب‌ گذشته‌ خود بیفزایم‌ این‌ است‌ که‌ هرگاه‌ اشکالی‌ در یکی‌ از بحث‌های‌ دینی‌ بر تو و یا برای‌ یکی‌ از دوستانت‌ پیش‌ آمد، با نهایت‌ خوشوقتی‌ آماده‌ جواب‌ دادن‌ به‌ آن‌ها هستم. اصولاً‌ این‌ قسمت‌ از مکاتبات‌ را از بهترین‌ وظایف‌ خود می‌دانم. تو خود می‌دانی‌ که‌ در هفته‌ متجاوز از هفت ساعت‌ در مدارس‌ اینجا و بیروت‌ با جوانان‌ سر و کله‌ می‌زنم. به‌ آن‌ها گفته‌ام‌ که‌ در سالن‌ را می‌بندیم و دهان‌ها را می‌گشاییم؛ آنچه‌ می‌توانید سؤ‌ال‌ کنید، من‌ آماده‌ پاسخ‌ دادن‌ به‌ آن‌ها هستم. به‌ نظر من، سعی‌ در اصلاح‌ جوان‌ها بسیار ارزشمندتر از سعی‌ در اصلاح‌ بزرگسالان‌ است. چه‌، آنان‌ با عبادت‌ خوی‌ گرفته‌اند و‌ از آنان‌ امیدی‌ برای‌ ساختن‌ مستقبل‌ (آینده) نیست. آینده‌ ما به‌ دست‌ تو و امثال‌ تو از جوان‌هاست. امیدواریم‌ که‌ از تنگ‌نظری‌ قدیمیان‌ و از تندروی‌ امروزیان‌ که‌ نتیجه‌ و عکس‌‌العمل‌ آن‌ افراط‌ بوده‌ است، برحذر باشید. امیدواریم‌ که‌ دنیایی‌ که‌ نسل‌ شما می‌سازد، دنیایی‌ آزاد و آباد و آسوده‌ باشد. دنیایی‌ باشد که‌ در آن‌ عدل‌ و حق‌ و خیر، همراه‌ ایمان‌ و علم‌ دیده‌ شود. دنیایی‌ که‌ ما بتوانیم‌ ایام‌ پیری‌ خود را با کمال‌ راحتی‌ و آسایش‌ در آن‌ بگذرانیم‌ و امیدوار باشیم‌ که‌ فرزندانمان‌ آینده‌ای‌ سعادتمند دارند.

تو را به‌ خدا می‌سپارم‌ و با این‌ جمله‌ از تو خداحافظی‌ می‌کنم: امیدوارم‌ که‌ همیشه‌ خوش‌ و موفق‌ باشی، و ما را فراموش‌ نکنی. این‌ آیات‌ را به‌ وسیله‌ این‌ نوار در گوش‌ تو می‌خوانم:«إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ.»[33]؛ «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.»[34] این‌ آیه‌ خطاب‌


[33]« آن کس که قرآن را بر تو فرض کرده است، تو را به وعده گاهت باز مى گرداند.»(قصص، 85)

[34]« خدا بهترین نگهدار است و اوست مهربان ترین مهربانان.»(یوسف، 64)


صفحه39 از408