پایههای دعوت خود بازگردد. بنابراین، در این زمینه پیامبر نمیتواند بحث کند. اما اگر آن جماعت دین خود را داشتند و پیامبر دین خود را، در این هنگام، در زندگی اجتماعی و روزمره و برخی وضعیتها میتوان با یکدیگر همکار بود و همزیستی داشت. اما انکار اصول یا کوتاه آمدن از آنها ممکن نیست.
در روایات درباره فضیلت این سوره آمده است که یکچهارم قرآن است و کسی که این سوره را در سفر بخواند، احساس افتخار و سرافرازی و توانمندی خواهد کرد و کسی که در حَضر آن را بخواند، احساس پیروزی و صلابت میکند. بیشک، مقصود از قرائت که در روایات آمده، خواندن با زبان و قلب و عقل است نه قرائت لفظی که تنها حکایت و مثل است.
افزون بر آنچه گفتیم، به ماجرایی اشاره میکنم که درمورد این سوره است و به نزول آیه حرمت شراب به هنگام نماز منجر شد. در سال سوم هجرت، عدهای از صحابه رسول پشت سر یکی از امامان جماعت خود، که شاید عبدالرحمن بن عوف باشد، نماز میخواندند. این امام جماعت مست بود و شروع به خواندن سوره کافرون کرد و آن را با انداختن حرف نفی خواند.[273] به هر حال، امام جماعت سوره کافرون را با انداختن ادات نفی قرائت کرد و غوغای بزرگی در میان مسلمانان ایجاد شد. بنابراین، آیه کریمه نازل شد، یا مردم آماده نزول آن شدند : « ﴿ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَی حَتَّی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ ﴾ »[274] بدینترتیب، در مرحله سوم مستی و نوشیدن شراب به هنگام نماز حرام شد. آنگونه که گفتیم حرمت شراب در چهار مرحله صورت گرفت تا پیامبر بتواند این عادت را از مردم برکند. در مرحله چهارم این آیه نازل شد : « ﴿ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ ﴾ .»[275] «اجتنب» (بپرهیز) دلیل حرمت است، یعنی باید از آن دوری کرد. نزد فقها و در عرف عربی کلمه «اجتنب» در حرمت از کلمه «حُرِّم» (حرام است) ضرورت بیشتری دارد.
قرآن کریم از الفاظ متعددی در بیان حرمت استفاده میکند. مثلاً گاهی از حرمت با کلمه «ویل» تعبیر میکند، « ﴿ وَیلٌ لِلمُطَفِّفینَ ﴾ .»[276] . قرآن نگفته کمفروشی حرام است، بلکه میگوید : وای بر کمفروشان. این در حرمت شدیدتر از کلمه حرام است. و گاهی از تعبیر عذاب دردناک استفاده میکند : « ﴿ وَالَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّة وَلَاینْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَاب أَلِیم ﴾ »[277] و « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ ﴾
[273]. اولاً غلط خواندن این آیه اشتباه است؛ چراکه کفر است و ثانیاً مسلمانان احترام بسیار زیادی برای قرآن قائلاند. در گذشته مثالی تاریخی برای شما گفتهام که خلیفه دوم، عمر بن خطاب، روزی بر بالای منبر این آیه مبارک را خواند : « ﴿ و السّابقُون الأَوَّلُونَ مِن المُهاجِرینَ و الاَنصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُم بإِحسان رَضیَ اللهُ عَنهُم و رَضُوا عنه ﴾ ...»؛ «از آن گروه نخستین از مهاجران و انصار که پیش قدم شدند و آنان که به نیکی از پیشان رفتند، خدا خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنودند ...» توبه (9)، 100. او آیه را با انداختن حرف «واو» قبل از الذین خواند. مردی از میان مردم بلند شد و گفت اشتباه خود را درست کن، فقط برای یک حرف، و خلیفه نیز تصحیح کرد. آن مرد قانع نشد چراکه از این خطا نسبت به قرآن ناراحت بود، هرچند که یک حرف بود. پس خنجر خود را برکشید و به خلیفه گفت : «درستش کن وگرنه با این خنجر درستت میکنیم، هیچ اشتباهی را در قرآن ابداً نمیپذیریم. آنان نسبت به تصرف در قرآن متعصب بودند. چقدر آنها در این ایام به ما شبیهاند، قرآن نزد آنان جداً محترم بود و هنوز هم هست : «فاذا التَبَسَت علیکم الفِتَنُ کقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِم فعلیکُم بالقرآن» (اگر بلاها چون شب تار به شما هجوم آوردند، پس بر شما باد قرآن؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 599.) ما اگر با قرآن زندگی کنیم پیروز و موفق میشویم.»
[274]. «ای کسانی که ایمان آوردهاید، آنگاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه میگویید.» (نساء، 43)
[275]. «شراب و قمار و بتها و گروبندی با تیرها پلیدی و کار شیطان است. از آن اجتناب کنید.» (مائده، 90)
[276]. «وای بر کمفروشان.» (مطففین، 1)
[277]. «و کسانی را که زر و سیم میاندوزند و در راه خدا انفاقش نمیکنند، به عذابی دردآور بشارت ده.» (توبه، 34)