کردیم. یکسالونیم است که تاوان مرگ لبنان پیشین را میپردازیم. ساختار پیشین لبنان ساختاری ناکارآمد بود. عیب آن کجا بود؟ نمیدانیم. آنچه من میدانم این است که آنچه بود از بین رفت، هم ما را هلاک کرد، هم خودش را. آنچه در لبنان رخ داد، در هیچ کجا رخ نداد.
ساختار لبنان ویران بود، نظامی فاسد داشت، کارهایی که انجام شد نادرست بود، سران و بزرگان آن فاسد بودند. بنابراین، ما لبنانی جدید، لبنانی پیشرفته و مترقی میخواهیم. لبنان پیشرفته یعنی چه؟ ما لبنانی غیرفرقهای میخواهیم. خواهش میکنم به این نکته توجه کنید: غیرفرقهای بودن با سکولار بودن فرق دارد. خواهش میکنم دقت کنید. هیچیک از ما طرفدار فرقهگرایی نیست. فرقهگرایی مردود است. من هفت سال پیش در دانشکده حقوق دانشگاه لبنانی درباره موضوع «فرقهگرایی تا سکولاریسم» سخنرانی کردم. ما با فرقهگرایی مخالفیم. آیا من چون مسلمان یا شیعه هستم، باید از فلان منصب و موقعیت محروم باشم؟ نه، هر انسانی که شایستگی دارد باید هرجا که هست، جایگاه شایسته خود را داشته باشد.
لغو فرقهگرایی سیاسی خواسته همگان است. امّا درمورد سکولاریسم میتوانید در جزوههای عقیدتی که به شما تقدیم خواهد شد با جزئیات بیشتر آشنا شوید. سکولاریسم یعنی جدایی دین از دولت. یعنی نهتنها در مسائل سیاسی، بلکه در همه روابط عمومی مانند قانون احوال شخصیه، دین کنار گذاشته شود و این یعنی مشروعیت یافتن ازدواج مدنی و لغو قوانین ارث یا یکسان شدن قوانین ارث و ازدواج و طلاق و معاملات و خرید و فروش و همهچیز.
حقیقت این است که ما به دین و قوانین و میراث خود پایبند هستیم و بر این باوریم که سبب محنت لبنان اینها نبود که مثلاً ازدواج مسلمان و مسیحی جایز نیست. علت این نیست. این محنت عوامل بسیار و پیچیدهای دارد.
مسئله پایبند بودن به قانون احوال شخصیه نیز در همهجای دنیا وجود دارد. تنها کشورهای اندکی هستند که نظام سکولار دارند. در هیچجای دنیا سکولاریسم اجباری وجود ندارد. سکولاریسم امری اختیاری است حتی در سوئد و اسکاندیناوی. در ساختمان شهرداری بخشی برای برگزاری جشنهای ازدواج مدنی اختصاص یافته و در کلیسا نیز بخشی برای جشنهای ازدواجهای کلیسایی. حتماً میدانید که ازدواج اسلامی اساساً قرارداد است، بر خلاف ازدواج در مسیحیت که سرّ است یعنی سرّ الهی. ازدواج در اسلام قرارداد است و ایجاب و قبول دارد. در ازدواج اسلامی زن خود را به ازدواج درمیآورد و مرد میپذیرد. زن یا وکیل او میگوید: «زوّجتُک نفسی» (خودم را به ازدواج تو درآوردم) و مرد میپذیرد. همین... نه کمتر نه بیشتر. ازدواج اسلامی بسیار ساده است. ما نمیتوانیم سکولاریسم را بپذیریم و حرف ما تنها این است که فرقهگرایی سیاسی در لبنان باید لغو شود.
اکنون این را هم میان مسائل مطرح میکنند. چطور؟ زمانی که ما برای مطرح کردن مطالباتمان اجتماع میکردیم، میگفتیم: ما خواهان لغو فرقهگرایی سیاسی هستیم. مسیحیان گفتند: اگر خواهان لغو فرقهگرایی سیاسی هستید، سکولاریسم را بپذیرید. این پیشنهاد در اصل در نشست کسلیک مطرح شد. من نمیدانم چرا ما یا گروهی از ما امروز این طرح را پذیرفتهایم. مسیحیان یا نشست کسلیک سکولاریسم را به ما پیشنهاد دادند، چون میدانستند