Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 152

ذلت‌بار و اندوهبار سقوط کردند و در نتیجه، وضعیت نظامی منطقه مسلمان‌نشین یا نیروهای ملی یا هرچه دوست دارید بنامید، تضعیف شد. گذشته از آن، کمبود در مواد غذایی و سوخت نیز وجود داشت، به‌گونه‌ای که مناطق و محله‌های بیروت در حالت گرسنگی و در تنگنا به سر می‌بردند، درست مانند اوضاع و احوال کنونی. پس از آن گشایش اندکی پدید آمد.
افزون بر این‌ها، مسئله امنیت این مناطق که مسئله مهمی نیز هست، ذهن را مشغول کرده بود. وضع امنیتی وخیم بود و دزدی و غارت رواج یافته بود. هیچ‌کس مالک خانه خود نبود، مگر آنکه در آن می‌ماند و با اسلحه از آن دفاع می‌کرد.
به یاد دارم زمانی که مسلخ سقوط کرده بود و بیروت را نیز خطر سقوط تهدید می‌کرد و آقای رشید کرامی استعفا داده بود، ما در خانه آقای مالک سلام گرد هم آمده بودیم. همان نشست سران اسلامی. آن روز آقای کمال جنبلاط نقشه‌ای در برابر ما گذاشت و گفت که قصد داریم بخش اعظم بیروت را اشغال کنیم تا به طیونه و شاتیلا و دیگر مناطق مشخص برسیم، زیرا آنان می‌توانستند از بدارو به شاتیلا یا طیونه برسند. یعنی او درباره اقتدار خود و لزوم آمادگی بلندمدتِ روانی در میان نیروهای ملی و مناطق مسلمان‌نشین و شاید انتقال نیروها به مناطق کوهستانی و روستاها و حرکت‌هایی از این قبیل سخن می‌گفت. بررسی‌هایی که صورت می‌گرفت، در این چارچوب‌ها بود. آن موقع از سوریه درخواست کمک شد و من خود شاهد تماس تلفنی از خانه آقای مالک سلام برای درخواست کمک بودم و خودم نیز تلفنی صحبت کردم. حتی درخواست کمک نظامی نیز کردیم. ارتش سوریه در پوشش ارتش آزادی‌بخش فلسطین وارد شد و طی سه روز معادلات دگرگون شد. دامور سقوط کرد. البته، منظورم این نیست که نیروهای سوریه باعث سقوط دامور شدند بلکه ورود ارتش آزادی‌بخش و محاصره کردن عرمون، مقاومت فلسطین و احزاب را قادر ساخت تا همه توان خود را صرف حمله به دامور کنند. زغرتا محاصره شد، عکار به‌طور کلی به اشغال درآمد، زحله و دیگر مناطق به محاصره درآمدند، معادلات نظامی دگرگون و گفت‌وگو برای آتش‌بس آغاز شد.
تقاضا می‌کنم به این نکته توجه داشته باشیم که ما در حال حاضر با وجود همه مشکلات، مدافع سوریه نیستیم بلکه تنها واقعیت‌ها را مرور می‌کنیم و من حوادثی را که خودم مستقیماً در آن‌ها حضور داشته‌ام، برای شما بازگو می‌کنم.
سند قانون اساسی یا بیانیه ریاست‌جمهوری ارائه شد. البته، نه به‌مثابه موارد اصلاحی یا زیربنای ساختار آینده لبنان، بلکه برای دادن امتیازی به طرف‌های درگیر و عاملی برای توقف جنگ. خواستند گفت‌وگو کنند، ولی طرف‌های درگیر حاضر نبودند که با یکدیگر دیدار کنند. از این رو گفت‌وگو در سطح سران و میانجیگری ��یئت سوری صورت گرفت. از یک سو، هیئت سوری مستقیماً بین سلیمان فرنجیه و رشید کرامی در رفت و آمد بود و با آنان گفت‌وگو می‌کرد و از سوی دیگر، سلیمان فرنجیه با هم‌پیمانان خود در نشست کسلیک و رشید کرامی نیز با یاران خود در نشست عرمون رایزنی می‌کردند. گفت‌وگوهای رهبران به پنج یا شش نکته‌ای که اعلام شد، انجامید و در بیانیه ریاست‌جمهوری نیز هفده مورد گنجانده شد. البته، نه به صورت قطعی و نهایی، بلکه توافق کردند که در هیئت وزیران به