محرومیت زمینه ساز بحران
( بسم الله الرحمن الرحیم )
برای بحث درباره وضع سیاسی دوست دارم که یکراست به سراغ خاستگاه بحران بروم. در تحلیلهایی که در همه بیانیهها ارائه میشود، حتی در بیانیهای که امروز صادر کردیم و در اختیار روزنامهها قرار دادیم تا خلاصه آن را فردا منتشر کنند و کل آن را نیز به صورت جزوه در اختیار جوانان جنبش گذاشتیم، در همه این تحلیلها، من دیدگاه خود را به شکل زیر بیان میکنم.
حقیقت این است که بحران در لبنان زمینهای دیرینه دارد، یعنی نه فقط از زمان استقلال که پیش از استقلال نیز زمینه آن وجود داشت. زمینهساز بحران محرومیت است، زیرا فرد محروم خشمگین است؛ فرد محروم هیزم آتش است. شما میدانید که هیزم بسیاری از درگیریهای کنونی در عرصه لبنان، در بیروت، در بقاع، حتی در جبل، حتی در متن شمالی و متن جنوبی و عینطوره و دیگر مناطق، جوانان محروم هستند. منظورم جوانان جنبش محرومان نیست؛ منظورم طبقه محروم است که بیشتر آنان از شیعیان هستند. این پدیده عجیب نیست، زیرا محرومیت همهجانبه باعث میشود که انسان از تعهدات اجتماعی شانه خالی کند و خیلی زود سر به شورش بگذارد و دچار فقری شود که او را وابسته به این و آن میکند و او را به جنگ وا میدارد و به راحتی به این جنگ خود ایمان میآورد و آن را ادامه میدهد.
این محرومیت همواره پایه و اساس بحران و انفجار است، نهتنها در لبنان، که در کل دنیا. بهخصوص وقتی اکثریت مردم ناراضی و محروم باشند. رسول خدا(ص) فرمودهاند: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.» (حکومت با کفر پایدار میماند ولی با ظلم نه.) محرومیت عامل اصلی انفجار و بح��ان در لبنان است. بحران سال 1975، بحران سال 1958 و بحرانهای پیش از آن، همگی، ناشی از محرومیت همهجانبه بود.
میدانیم که محرومیت در مناطق مرزی، در عکار، هرمل، بعلبک، بقاع غربی و بسیاری دیگر از مناطق مرزی جنوب، فراگیر بوده است. درمورد شاخ دوم نیز همینطور است. آن را دوشاخ نامیدیم، شاخ اوّل مناطق مرزی است و شاخ دوم حومه بیروت. این مناطق را ذوالقرنین یا بستر محرومیت (یعنی محلههایی که بیروت را در بر گرفتهاند) یا کمربند فقر نامیدیم. باید برای وضع این مناطق چارهای اندیشید تا خطر همیشگی بحران دور شود. فردا نیز بحرانهایی رخ میدهد و این وضع بارها و بارها تکرار میشود و ادامه دارد، تا اینکه محرومیت به پایان برسد. بهدور از هرگونه علت و هرگونه تحلیل و هرگونه سیاستی، محرومیت هر زمان به یک شکل و یک مظهر رخ مینماید. بحرانها نیز به شکلهای گوناگون پدید میآیند. هیچ راهحلی نیست جز اینکه محروم به حق خود برسد. در هر حال، این زمینه وجود دارد.
توطئه از چه زمان آغاز شد؟ به نظر من زمینه بحران، یعنی محرومیت، نتیجه رفتار صاحبان امتیاز در لبنان است، وگرنه لبنان به هیچ وجه کشوری فقیر نیست. لبنان میتوانست همه شهروندان خود را بینیاز کند. نیازی نداشت که شیخ پترس خوری و دیگران از دارایی خود برای آن خرج کنند. هیچ