نیست، همانا ایمان چیزی است که در قلب فراهم آید و در عمل تصدیق شود.»
اسلام همان دین خداوند است که: « ﴿ وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلاَمِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ ﴾ .»[25] همه پیامبران از ابراهیم تا دیگر رسولان به آن دعوت کردهاند و پیامبر خاتم نیز آن را کامل و شفاف به مردم ارائه کرد و ماندگاری آن تا ابد تضمین شده است.
قرآن کریم تأکید میکند که ابراهیم و اسماعیل هنگام ساختن کعبه میگفتند: « ﴿ رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَک ﴾ .»[26] افزون بر آن، قرآن در تبیین دین میگوید: « ﴿ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ ﴾ .»[27] قرآن دعوت نوح و موسی و عیسی را نیز اسلام میخواند و درباره عیسی میگوید: « ﴿ فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسَی مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِی إِلَی اللهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ آمَنَّا بِاللهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴾ .»[28]
پس دین یکی است، زیرا پایهگذار آن یعنی خدا یکی است و زیرا انسان و جهان هستی و روابط میان انسان و هستی (که باید سامانیافته و هماهنگ با آفرینش باشد) از آغاز آفرینش در یک زنجیره بههمپیوسته قرار دارند و پیامبران که سفیران الهی هستند، به حقیقتی واحد که همان اسلام است، دعوت میکنند.
نهایت امر اینکه این دعوت، که برای انسانسازی است، همگام با ارتقای آگاهی و عقل و عواطف و مسئولیتپذیری انسان ارتقا مییابد. درست مانند دانشآموزی که حقایق دانش واحدی را در مرتبههای گوناگون و با پشت سر گذاشتن کلاسهای پیدرپی فرا میگیرد.
بر این اساس، در مییابیم که نگاه اسلام به ادیان کاملاً گشوده و آزاداندیشانه و همراه با احترام است و اسلام در کنار تصدیق دیگر پیامبران، بر پایبندی به دعوت محمدی اصرار میورزد. این دعوت، کاملترین برنامهای است که روش جاودانه آن درمورد انسانی است که در عهد او (پیامبر) به مرحله پذیرش دین کامل رسید و قواعدی برای تضمین بقا و پیشرفت درونی او نهاده شد: « ﴿ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً ﴾ .»[29]
این اسلام با کلمه «بخوان» آغاز شده است، هرچند پیامبر بزرگوار اسلام خواندن نمیدانست. این سرآغاز، بیانگر همراهی این دین با دانش است، افزون بر آنکه، این خواندن باید به نام خداوندی باشد که در وصف او میگویند: «آفریننده است و به وسیله قلم آموخت؛ آنچه را که انسان نمیدانست به او آموخت.»
با توجه به اینکه علم همان شناخت موجودات و پی بردن به ویژگیهای آنهاست، بهروشنی درمییابیم که انسان به یک حقیقت بزرگ تربیتی رهنمون شده است: اینکه احکام و آموزههای دین با حقایق هستی و وضعیت موجودات، هماهنگی و همخوانی کامل دارد و همان اسلامی که عبارت از تسلیم شدن در برابر آفریدگار است، در عین حال، حقیقت روابطِ درست میان انسان و دیگر آفریدگان،
[25]. «و هر کس که دینی جز اسلام اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد.» (آل عمران، 85)
[26]. «ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان.» (بقره، 128)
[27]. «کیش پدرتان ابراهیم است. او پیش از این شما را مسلمان نامید.» (حج، 78)
[28]. «چون عیسی دریافت که به او ایمان نمیآورند، گفت: چه کسانی در راه خدا یاران مناند؟ حواریان گفتند: ما یاران خداییم. به خدا ایمان آوردیم. شهادت ده که ما تسلیم هستیم.» (آل عمران، 52)
[29]. «امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.» (مائده، 3)