نیت
( بسم الله الرحمن الرحیم )
بحث این جلسه ما درباره اصلی است که در محافل اجتماعی بسیار ناشناخته است. بحث ما درباره نیت است. در واقع، هدف از کار تشکیلاتی و هدف از جنبش، همانطور که در منشور آمده است و به یاد دارید، ساختن انسان است. ساختن انسان بر طبق نقشهای نظری و نقشهای عملی صورت میگیرد. در این دو نقشه، از یک سو، بر خودسازی فرد تکیه میشود و از سوی دیگر، بر ایجاد فضایی که فرد در آن رشد کند، یعنی جامعه. بنابراین، یکی از اهداف بنیادین ما، خودسازی است که در ابتدای منشور نیز تبیین شده است. امروزه، در دنیا به هیچ وجه به نیت اهمیت نمیدهند و مسائل را براساس آنچه در واقعیت رخ میدهد، ارزشگذاری میکنند. البته، این یک مکتب معروف است که مهم نیست چه نیتی داشته باشی؛ آنچه مهم است کاری است که در عمل انجام دادهای. آنها از این جهت به عمل بیرونی اهمیت میدهند که معتقدند تنها عمل است که در ساختن دنیای بیرون نقش دارد و نیت هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارد و از این رو، مکاتب اجتماعی و فلسفی جدید سر و کاری با نیت ندارند.
گذشته از آن، امروزه دنیا و مکاتب اجتماعی به دنبال کمیت هستند نه کیفیت. به سخن دیگر، امروزه مکاتب اجتماعی از میزان تأثیر عمل بیرونی بر افکارِعمومی سخن میگویند و میزان جذب افکارِعمومی برای پشتیبانی از یک مکتب و رساندن آن به حکومت یا قدرت اجتماعی است که میتواند اهداف آن مکتب را برآورده کند.
خواهش میکنم توجه کنید. عمل بیرونی یعنی اینکه وقتی من میجنگم، این جنگ در دنیای بیرون است که دنیای بیرون را میسازد، یعنی یک گام برای ساختن دنیای بیرون به شمار میآید و این عمل بیرونی بر افکارِعمومی بازتاب مییابد و من اگر بتوانم افکارِعمومی را جذب کنم، میتوانم به حکومت برسم یا در حکومت مشارکت داشته باشم و در نتیجه، به اهداف خود میرسم.
کار به جایی رسیده است که مکاتب اجتماعی یعنی احزاب، باشگاهها، مؤلفان، اندیشمندان، اهالی مطبوعات و دیگران، به جذب افکارِعمومی حتی در صورتی که بر خلاف واقع باشد، اهتمام میورزند. مهم این نیست که کاری انجام دهی یا نه؛ مهم این است که افکارِعمومی را جذب کنی، خواه متقاعد شده باشد یا نه.
چه بسیار رویدادهای انقلابی که اعلام شد، بدون آنکه رخ داده باشد؛ چه بسیار مواضع خیالی که مطرح شد؛ چه بسیار خطاهایی که رخ داد، فقط برای اینکه تودهها را خوشنود میکرد. این یعنی مکاتب اجتماعی جدید مردم را میپرستند و برای خوشنود کردن آنها تلاش میکنند. آنها به جای خدا، مردم را میپرستند و میخوا��ند مردم را حتی به قیمت خشمگین کردن خدا، خوشنود کنند.
بحث را در دو نکته خلاصه میکنم:
اوّلاً، برای مکاتب اجتماعی، یعنی نیروهایی که تاریخ و جامعه را حرکت میدهند، یعنی احزاب، قلم به دستان، گروههای فشار، باشگاهها، جنبشها، رهبران، برای همه اینها، آنچه مهم است، عمل بیرونی است. این، عمل بیرونی است که در ساختن دنیای بیرون نقش دارد.