Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 57

اسلام گزینه ما برای ایجاد تغییر

( بسم الله الرحمن الرحیم )
بحث کوتاهی دارم که آن را در مراسم گرامیداشت دکتر شریعتی مطرح کردم و بنا به درخواست برخی دوستان، مایلم ابتدا آن را توضیح دهم و در ضمن درس‌هایمان بگنجانم.
گفتیم که انسان، طبیعتاً، به سوی کمال در حرکت است و اگر در مسیر این حرکت با دشواری‌هایی مواجه شود، در برابر آن‌ها ایستادگی می‌کند و به پیش می‌رود. طبیعت انسان از ابتدا و در هر کجا این‌گونه بوده است. آنچه گفتیم، امتداد جنبش محر��مان در جهان است. طبیعت این جنبش در جهت کمال است. همان‌طور که مدتی بحث کردیم، برای انسانی که به خدا ایمان دارد، کمال هیچ پایانی ندارد. انسانی که چنین حرکتی پیش رو دارد و می‌خواهد به وضعیتی بهتر از وضعیت کنونی برسد، می‌تواند یکی از چهار گزینه زیر را انتخاب کند. انسان همواره به دنبال ارتقاست. هر انسانی از مرتبه‌ای از دانش و مال و اخلاق و زندگی برخوردار است، ولی خواهان مرتبه‌ای بالاتر است. می‌خواهد خانه‌اش وسیع‌تر و بزرگ‌تر، وسایل زندگی‌اش بهتر، فرزندانش تحصیلات بهتر، جامعه‌اش برتر، قومش مترقی‌تر و دنیایش بهتر باشد. این امری طبیعی است. در قرآن کریم آمده است: « ﴿ فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا .»[22] از این رو، انسان همواره خواهان بی‌نهایت است و به هر درجه‌ای از کمال برسد، باز به دنبال درجه‌ای بالاتر است. هر انسانی وقتی به وضعیت خود یا خانواده یا شهر یا کشور یا جامعه یا همنوعانش می‌نگرد، آن را برآورنده آرمان و آرزوی خود نمی‌یابد. این انسان یکی از چهار گزینه زیر را انتخاب می‌کند:
اوّل، تسلیم واقعیت‌های موجود می‌شود. هر آنچه هست می‌پذیرد و تأثیری در آن نمی‌گذارد. چنین فردی یا تنبل است یا در نتیجه آموزش و تربیت نادرست، جبرگراست و می‌گوید که اراده خدا این‌گونه است و من باید در برابر آن تسلیم باشم. وقتی انسان در برابر جامعه تسلیم شد، تلاش می‌کند که با زیر و بم کار در جامعه کنونی آشنا شود و چون اداره‌های دولتی فقط در اختیار رؤسا و مدیران است، به آن‌ها می‌پیوندد و هر کاری که مطابق میل آن‌ها باشد، انجام می‌دهد تا به آن‌ها نزدیک شود. می‌کوشد از راه رشوه دادن و رشوه گرفتن و هم‌پیمان شدن به زندگی برسد. یعنی جامعه کنونی را برای خود می‌پذیرد و با آن هماهنگ و در آن ذوب می‌شود و سرانجام، به رؤسا پُست معینی به او می‌دهند. بیشتر جوانان این‌گونه‌اند. برخی از آن‌ها افراد فرهیخته و بزرگی هستند، ولی می‌بینیم که در برابر واقعیت‌های جامعه تسلیم هستند. این انسان‌های خوار و فرومایه‌ای که تسلیم جامعه هستند، بدترین مورد از چهار گزینه هستند.
دوم، مهاجرت می‌کند. از وضع جامعه یا خانه یا قوم خود راضی نیست، ولی نمی‌تواند آن را تغییر دهد و در نتیجه می‌گریزد. گریختن گاه گریختن تجاری است، یعنی گاه به استرالیا یا کانادا یا لیبی یا آفریقای غربی یا کویت یا کشورهای خلیج مهاجرت می‌کنیم و در آنجا مشغول کار می‌شویم تا وضع خود را بهبود بخشیم و از واقعیت تلخ موجود بگریزیم. و گاه این مهاجرت، فرهنگی است. جوانانی در اروپا یا آمریکا

[22]. «و ما از روح خود در آن دمیدیم.» (تحریم، 12)