باشم، مرا فراموش میکنند و حق مرا میگیرند و به کسی که فریاد میزند و شیون میکند، میدهند تا او را راضی نگه دارند. اگر من ضعیف باشم، جنوب و بقاع و حومه بیروت را از من میگیرند و این امری طبیعی است.
کسانی که از من بهره میکشند، به اندازه توانایی جسمیام کارهایشان را بر من تحمیل میکنند. دنیا دنیای گرگهاست. البته، این بدان معنا نیست که ما از دنیا یا انسانها کینه به دل بگیریم. ما انسانها را دوست داریم و میدانیم که نظام فاسد غربی و نظام مادی است که نظام نیمی از جهان را سرمایهداری و نظام نیمی دیگر را به ضد سرمایهداری، که آن نیز خاستگاه مادی دارد، تبدیل کرده است.
بنابراین، گروهی خدا را نادیده گرفتند و گروهی او را انکار کردند و این دو یکی است. در این میان، ما دیدیم که اگر حرکتی نکنیم، ما را ضعیف میشمارند و پایمال میکنند و انگشت اتهام را به سوی ما نشانه میبرند. پیوسته به ما ستم و با ما برخورد تبعیضآمیز و کینهتوزانه کردهاند. اکنون، همه دنیا از جنگ لبنان آزرده شدهاند. مردم نمیخواهند بمیرند. آنچه برای حاکمان مهم است، این است که سوار ماشینهایشان شوند. لبنانیان مقیم اروپا و دیگر کشورها میخواهند به کشور برگردند. از این رو، جنگ را به جنوب منتقل کردند.
ماهیت جنگ جنوب چیست؟ همان طرفها، همان علتها، همان توجیهها، همان اسلحهها و همان پولهایی که در جنگ لبنان بود، در جنوب نیز هست، چرا؟ زیرا جنوب ضعیف است. اگر جنوب نیرومند بود، جنگ به جنوب منتقل نمیشد. قدرت با جماعت است، دست خدا با جماعت است.
ما براساس این اصول حرکت کردهایم تا به مردم رنجدیده و محروم خود خدمت کنیم. ما این راه را برگزیدهایم و گروهی از ما کشته شدند. ما بیش از صد شهید دادهایم. گروهی از ما زخمی شدند. پا و چشم و دیگر اعضای خود را از دست دادهاند. ما در برابر این وضع مسئولیم. نمیتوانیم به عقب بازگردیم. بازگشت به عقب به معنای پایان دادن به جنبش است و خیانتی است در حق آنهایی که در این راه تلاش و جانفشانی کردند. امّا اگر جنبش را نخواهیم، چه باید بکنیم؟ اگر مسئولیتپذیر نباشیم، باید مجال را برای دیگران باز کنیم تا مسئولیت را به عهده گیرند و کار کنند.
ما سخت نیازمند پشتیبانی از کار تشکیلاتی و تقویت آن در زمینه فرهنگی و سازمانی و نظامی هستیم. با کمال تأسف، این نیاز در جنوب احساس میشود. امروز تشکیلات نظامی در روستاها و دیگر مناطق به شرطی حقانیت دارد که از جنوب دفاع کند. از این رو، برادران، راه ما روشن است: ایجاد تحولی بنیادین در تاریخ تشیع. اگر میخواهیم شیعه از نقش تماشاچی بیرون آید و وارد گود مسئولیتپذیری شود؛ اگر میخواهیم از نقش گریستن بیرون آییم و به نقش علاج و درمان برسیم؛ اگر میخواهیم به جایگاه نخست خود، به نقطه شروع خود بازگردیم؛ باید نیرومند شویم و نیرومندی در جماعت و گرد آمدن در تشکیلات و دقت در کار تشکیلاتی و مسئولیتپذیری کار تشکیلاتی است. فکر نکنید که حضور در جلسات، پرداخت حق عضویت، خواندن مصوبات و قوانین و حضور در نشستها، کاری تشریفاتی است. این امور مثل نماز واجب است، اگر بخواهید کار تشکیلاتی داشته باشید.
شما با تشکیلاتِ مشابه دیگر آشنایی دارید، ولی رسالت شما مقدستر از رسالت دیگران است، زیرا