تا دریابید که مقصود از شهادت حسین(ع) چه بود و زینب چه نقشی در موفقیت و تحقق این مقصود داشت. اگر زینب زنی عادی بود، به مانند دیگر زنان مویه میکرد و ناله سر میداد. اما زینب نمیخواهد بگرید، او درصدد تکمیل رسالت حسین(ع) است.
رسالت حسین(ع) چگونه ادا میشود؟ با عزت و کرامت. حسین نمیپذیرد که خواهرش و زنانش ناله و جزع و فزع کنند، بلکه میخواهد آنان استوار باشند و سبب شماتت دشمنانشان نباشند. زینب آمد و دیگر زنان نیز همراهش بودند و بالطبع، کودکان نیز در پی او روان بودند. آمدند تا رسیدند به اجساد پاک... به مقتل. زینب به پیکر پاک حسین نزدیک شد. میدانیم که ده��ا بلکه صدها نفر در قتل حسین مشارکت داشتند. بیشک، پیکر حسین پاره پاره بود، پوشیده از تیر و نیزه و سنگ بود. زینب، خواهر حسین، بر سر پیکر پاک رسید و در برابر دیدگان شماتتکنندگان و دشمنان و همه، پیکر را به آسمان برد و گفت:«پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر.»
خواهش میکنم توجه کنید به معنی این کلمه:«پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر.» این «ما» که از خدا میخواهد قربانیاش را بپذیرد، کیست؟ مقصود آلالبیت است. مقصود زینب این است که ما حسین را در محراب آزادی قربانی کردیم تا از دین پاسداری کنیم، از کرامت انسان پاسداری کنیم. قتل حسین و شهادت حسین بر ما تحمیل نشده است. شهادت امری اجتنابناپذیر بود و ما آن را تقدیم کردیم. از این روست که زینب در این موضع و اتفاق از رسالت حسین پاسداری کرد. همه مردم و همه دشمنان دریافتند که زینب(س) با همه توان و با نهایت عزت ادامهدهنده رسالت است و نمیخواهد ضعف و ناتوانی نشان دهد و تسلیم شود. او هم در موضع حسینی ثابتقدم است که میگوید:«دست خواری به شما نمیدهم و چون بیمایگان نمیگریزم.»
اهل بیت رسول خدا بدینسان راهی کوفه شدند. این اولین موضع زینب بود و بیشک، در راه مواضع مشابه دیگری هم داشت.
به دومین موضع او در برابر ابنزیاد در کوفه میرسیم. مردم کوفه جشن گرفتند و با شادی و سرور از ��اروان اسیران استقبال کردند. اما بهسرعت اسیران را شناختند. زینب دختر علی است و علی امیرالمؤمنین بود و مرکز خلافتش کوفه. پنج سال در کوفه حاکم بود و از این شهر جهان وسیع اسلام را اداره میکرد. در آن دوره، همسر امیرالمؤمنین(ع) ، فاطمه زهرا(س) ، فوت شده بود. بنابراین، میتوانیم بگوییم که زینب نقش خانم خانه را داشت. زنان کوفه و همه اهل کوفه غیر زینب را نمیشناختند. پس در واقع زینب در اسارت وارد مرکز خود، حکومت خود، محل خلافت پدر خود شد. مردم زینب را میشناسند. زینب با چه وضعیتی وارد کوفه میشود؟ اسیر وارد میشود. جماعت دشمن کوچکتر از آن بودند که بخواهند زینب را خوار کنند. درست است، زینب اسیرِ نشسته بر پشت شتر است و برادرانش به قتل رسیده، اما نیروی ایمانِ زینب، او را از این مسائل دور میکند و او را در اسارت پیروز حس میکنی. گویا در حالت غلبه و قدرت است.
زینب به کوفیان که میرسد، سخن آغاز میکند. اهل کوفه صدای زینب را میشنوند و میشناسند، یا به تعبیر برخی مورخان صدای علی بن ابیطالب را میشنوند. گویا زینب با دهان علی(ع) سخن میگوید. صدای او به صدای امیرالمؤمنین میمانست، صدایی که همچنان در گوش کوفیان بود. در این هنگام اهل کوفه گریه آغاز کردند و غم به دامان گرفتند. زینب