میکند زیرا او رسالتی بر دوش دارد و میخواهد نظام کنونی و جامعه کنونی را به جامعهای دیگر تبدیل کند؛ یعنی میخواهد انقلابی ریشهای و اساسی برپا کند. روشن است که در راه تبدیل این جامعه به جامعه بهتر و با آرمانهایی والاتر، پیامبر بیشتر رنج میبیند، وصی و جانشین او اندازهای کمتر، مؤمنان کمتر از آن دو، و به همین ترتیب. به دیگر سخن، عذاب و بلایی که در حدیث شریف نسبت به مؤمنان بیان شده است، رنج و عذاب از ناحیه زندگی در این دنیا نیست، بلکه منظور از آن، تحمل پیامدهای مبارزه در راه پرورش فرد بهتر و ساختن جامعه بهتر است. در هیچ روایتی، ما به بیاعتنایی به نعمتهای دنیا و روگردانی از آنها توصیه نشدهایم. « ﴿ قُل مَن حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِیَ أَخرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّ��َاتِ مِنَ الرِّزْقِ ﴾ .»[60] همه امور این دنیا، نعمتهایی از جانب خداوند بلندمرتبه است و هیچ کس نباید به آنها بیاعتنا باشد.
بحث درباره جزای نزدیک را به پایان میبریم و به بحث درباره جزای کامل و چگونگی معاد میپردازیم. گفتیم که جزای کامل در آخرت، که از آن به بهشت و جهنم یاد میکنیم، با جزای متعارفی که حکومتها اعمال میکنند، تفاوت دارد. مجازاتی که حکومتها اجرا میکنند، از جنس جرم نیست و با آن تناسب ندارد. اگر کسی قوانین راهنمایی و رانندگی را زیر پا بگذارد، گواهینامه او را میگیرند یا او را به زندان میبرند. اگر دزدی کند یا در روزنامهها بر ضد سیاست دولت مطلب بنویسد و مانند آن، به زندان میرود. یعنی جرم چه از جنس عمل باشد، چه از جنس سخن و یا هرچیز دیگر، مجازات آن یا زندان است یا جریمه مالی و مانند آن. حتی جامعه نیز فرد منحرف را، بهطور خودجوش، مورد مجازات و شکنجه قرار میدهد و از او رو میگرداند. این مجازات اجتماعی خودجوش و این روگردانی نیز از جنس جرم مرتکبشده نیست، ولی عذاب الهی از جنس خود جرم و گناه است، یعنی خود فعل به شکل دیگری تجلی و نمود پیدا میکند. مثلاً شکل آب در دماهای متفاوت با هم فرق میکند، یعنی آب زیر صفر درجه منجمد است، بالای صفر درجه، مایع است و بالای صد درجه به بخار تبدیل میشود و در هریک از این حالتها، شکل و مکان و وزن و آثار متفاوتی دارد. حجم آب یخزده بیشتر از آب مایع است و حجم بخار بسیار بیشتر از آن دو. خود آب مایع نیز حجمهای متفاوتی دارد. حجم آب در چهار درجه بالای صفر ممکن است بیشتر باشد.
مثال دیگری میزنم تا تفاوت صورت و شکل فعل، به رغم وحدت حقیقت آن، روشن شود، هرچند این بحث نیز به جزای نزدیک مربوط میشود. قرآن کریم میگوید: « ﴿ وَلَا یَغتَب بَّعضُکُم بَعضًا ﴾ .»[61] این آیه از غیبت نهی میکند؛ یعنی از اینکه کسی در نبود دیگری، از او بدگویی کند. قرآن در ادامه همین آیه میفرماید: « ﴿ أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُمُوهُ ﴾ .»[62] روشن است که این جمله دلیل است و قرآن میخواهد با این منطق، انسان قانع شود که از کسی غیبت نکند؛ چرا؟ «آیا هیچیک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟» گویا این امر برای مردم روشن است که غیبت، خوردن گوشت برادر مرده است. شباهت میان غیبت (یعنی سخنی بر ضد دیگری در نبود او) و خوردن گوشت برادر چیست؟ غیبت چیست؟ وقتی پیامبر اکرم(ص)
[60]. «بگو: چه کسی لباسهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و خوردنیهای خوش طعم را حرام کرده است؟» (اعراف، 32)
[61]. «از یکدیگر غیبت مکنید.» (حجرات، 12)
[62]. «آیا هیچیک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟» (حجرات، 12)