افرادی مادیگرا وارد زندگی شدند. دین را توشهای برای آخرت به شمار آوردند. معروف است که دین توشه آخرت است. بنابراین کسی که میخواهد به سفر مرگ برود باید توشه برگیرد. باید چمدان مرگ را بردارد و در آن حج و کفن و وصیتنامه و اندکی زیارت و ذکر بگذارد و وقتی چمدان را بست به سوی مرگ حرکت کند. ولی جوان یا فردی که دارای ثروت و قدرت و مقام است و مشتاق زندگی کردن است، از چنین دینی چه میخواهد؟ او میخواهد زندگی کند، بنابراین چنین دینی را نمیخواهد. این دین توشه آخرت است. دیدید چطور امر تجریدی شکل گرفت؟! این دو را از یکدیگر جدا کردند و این خطرناکترین توطئه بر ضد دین است. غیبباوری را از زندگی جدا کردند.
میخواهید مثالهای ملموستری برایتان بگویم. به شما گفتند: باید به خدای یکتا و یگانه ایمان بیاوری، از آنان میپرسی چرا؟ اگر به خدای یکتا و یگانه ایمان بیاورم چه تأثیری بر زندگی من دارد؟ اگر به خدای یکتا و یگانه ایمان بیاورم، آیا نوشیدنم فرق میکند؟ خوردنم فرق میکند؟ خوابیدنم فرق میکند؟ جنگیدنم فرق میکند؟ کشت و کارم فرق میکند؟ داد و ستدم فرق میکند؟ به تو میگویند: اینها یک چیز است و دین چیزی دیگر. این حرف نادرست است.
اسلام برعکس این حرف ما، میخواهد غیبباوری و ایمان به خدا را وارد متن زندگی انسان کند. چرا به تو میگوید همواره باید بگویی: ﴿ بسمالله الرحمن الرحیم ﴾ ؟ هر کار مهمی با نام خدا آغاز نشود، ناتمام میماند. هر کاری... میخواهی بخوانی، باید بگویی بسمالله الرحمن الرحیم. ربط آن به بسمالله الرحمن الرحیم چیست؟ تنها برای برکت آن؟ اصلاً برکت یعنی چه؟ ربط آن چیست؟ من میخواهم غذا بخورم. چرا بگویم بسمالله الرحمن الرحیم؟ از اساس [دین را از زندگی] جدا کردند تا جایی که انسان گویا به امور عجیبی گوش میدهد.
چرا به من میگویند در هر کاری باید بگویی بسمالله؟ یعنی باید کارهایت را به نمایندگی از خدای رحمان و رحیم انجام دهی. خدای پروردگار جهانیان، چه ربطی به کشاورزی یا تجارت یا جنگ یا صلح من دارد؟
همانگونه که میدانیم، مسئله غیبباوری جنبه تجریدی پیدا کرده و چنین مشهور شده است که دین برای خداست و میهن برای همه. ما نیز آن را تکرار کردیم، غافل از آنکه مفهوم آن جمله این است که دین مسئلهای میان فرد و خداست و این یعنی غیبگرایی جدا از زندگی؛ درحالیکه نظر اسلام عکس این است و غیبباوری منشأ و خاستگاه زندگی آخرت است. آخرت چیست؟ آخرت در مفهوم اسلامی خود، یعنی نتیجه حتمی تعامل میان انسان و زندگی؛ یعنی «الدُّنیا مَزرَعَـةُ الآخِرَة.» (دنیا مزرعه آخرت است.) یعنی آنچه در اینجا انجام دادی، نتیجهاش را آنجا میّبینی. معنای غیبباوری این است، نه اینکه آخرت از دنیا جداست؛ اینکه بگوییم گاه به زندگی دنیا بپردازیم و گاه به آخرت درست نیست. پرداختن به آخرت یعنی چه؟ یعنی اعتکاف کنی؟ این معنا، اسلامی نیست. در اسلام رهبانیت و دنیاگریزی وجود ندارد. آخرت چیزی جز تعامل میان انسان و زندگی دنیا نیست. قرآن کریم آشکارا میگوید: « ﴿ وَمَن کَانَ فِی هَـذِهِ أَعمَی فَهُوَ فِی الاخِرَةِ أَعْمَی وَأَضَلُّ سَبِیلاً ﴾ »[18] مفهوم اسلامی دنیا و آخرت این است، نه غیبگرایی
[18]. «و هرکه در این دنیا نابینا باشد، در آخرت نیز نابینا و گمراه است.» (اسرا، 72)