Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 14

﴿ سَبِیلِ اللهِ أَموَاتًا بَل أَحیَاء .»[14] منظور زندگی غیبی است، نه زندگی شهودی که ما با آن سر و کار داریم و مشاهده می‏کنیم؛ « ﴿ بَل أَحیَاء عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ وَیَستَبشِرُونَ بِالَّذِینَ لَم یَلحَقُوا بِهِم .»[15] بنابراین، قرآن اسلوب غیبی همراه با اسلوب شهودی را به کار برده است.
مسلمانان در هنگام جنگ می‏گفتند: « ﴿ هَل تَرَبَّصُونَ بِنَا الا إِحدَی الحُسنَیَینِ .»[16] شعار مسلمانان در هنگام نبرد و پیروزی، این جمله بود. منظور از دو نیکی (حسنیین) چیست؟ یعنی یا پیروز می‏شویم و به دنیا و حکومت و قدرت و مال و ثروت می‏رسیم و یا کشته می‏َشویم و از آخرت بهره‌مند می‏شویم و به بهشت می‏رویم. یعنی چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروزیم؛ یعنی در راه جهاد شکست و خواری وجود ندارد. آنچه هست پیروزی مطلق است. شیوه اسلامی چنین است. آنان خطاب به دشمن می‏گفتند: شما دو حالت در پیش دارید؛ یا ما را بکشید و بر ما پیروز شوید که سرانجام وارد جهنم می‏شوید و ناکامی و شکست برای شماست، یا ما شما را بکشیم که در نتیجه شکست خورده‏اید. بنابراین، پیش روی شما یا آتش جهنم است یا شکست؛ ولی پیش روی ما یا بهشت است یا پیروزی.
این منطقی غیبی‌ ـ‌ شهودی است، یعنی هر دو در کنار یکدیگرند. اسلام در همه احکام خود، قانون پاداش و عقاب را قرار داده است. من نمی‏خواهم بگویم بحث پاداش و عقاب در بین مسلمانان به انحراف کشیده نشده است؛ بله، مسلمانان پنداشتند که تمام وعده‌های قرآن درباره ثواب و پاداش به آخرت موکول است، به‌گونه‏ای که گویا دنیا برای ما نیست. ولی در عین حال باید توجه داشت که اسلام قایل به کیفر و پاداش و تعزیر و تشویق این دنیایی نیز شده، ولی همواره بر این نکته تأکید کرده است که پاداش آخرت تمام‏تر و کامل‏تر است و عذاب آن رسواکننده‏تر و خفت‏بارتر. قرآن همواره جنبه غیبی را حفظ می‏کند و در نظام پاداش و مجازات خود، به هیچ وجه بعد غیبی و آخرتی را کنار نمی‏گذارد.
...اما درمورد فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی، می‌دانیم که بحث ارزش‌ها و فضیلت‌ها یا به تعبیر معاصر، ایدئولوژی اخلاقی، زیربنای همه فعالیت‌های اقتصادی است. إن‌شاءالله به‌طور مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت. اگر احکام اسلامی مربوط به تجارت و کسب و کار و کشاورزی را ملاحظه کنید، درمی‌یابید که همواره در همه زمینه‌ها بر محور اخلاق و ارزش‌ها می‌چرخد. این بحث طبیعتاً بحثی مفصل است و به آن خواهیم پرداخت.
در زندگی انسان باید بین آرمان‌های نامتناهی و محدود بودن این دنیا توازن وجود داشته باشد و این مشکل را جز از راه غیب‌باوری نمی‌توان حل کرد.
خواهش می‌کنم به این نکته توجه کنید: آرمان انسان نامتناهی است زیرا انسان هرچیزی به دست آورد، باز بیش از آن را می‌خواهد. ثروت می‌خواهد. وقتی به آن رسید، ثروت بیشتری می‌خواهد. مقام و اعتبار می‌خواهد. وقتی به آن رسید، بالاتر از آن را می‌خواهد. همسر می‌خواهد، شوهر می‌خواهد، أملاک می‌خواهد، حکومت می‌خواهد، ماشین می‌خواهد، خانه می‌خواهد، دانش می‌خواهد، هرچیزی و هر هدفی که انسان دنبال می‌کند، وقتی

[14]. «کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار، بلکه زنده‌اند.» (آل عمران، 169)
[15]. «بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند، از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمان‌اند و برای آن‌ها که در پی‌شان هستند و هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوشدل‌اند.» (آل عمران، 169-170)
[16]. «آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار دارید؟» (توبه، 52)