این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ لَیسَ عَلَی الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَی الْمَرْضَی وَلَا عَلَی الَّذِینَ لَا یجِدُونَ مَا ینْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیل وَاللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴾
بر ناتوانان و بیماران و آنان که هزینه خویش نمییابند، هرگاه در عمل برای خدا و پیامبرش اخلاص ورزند، گناهی نیست؛ اگر به جنگ نیایند که بر نیکوکاران هیچگونه عتابی نیست و خدا آمرزنده و مهربان است.
(توبه، 91)
بیشتر این آیات از کسانی که عذر میآورند، سخن میگوید؛ کسانی که وظایف خویش را انجام نمیدهند و مسئولیتهای خود را در زندگی بر عهده نمیگیرند؛ کسانی که در جهاد مشارکت نمیکنند و حقوقی را که بر عهده ایشان است، پرداخت نمیکنند. آنچه را از مسئولیتها که بر عهدهشان است، انجام نمیدهند و بهانه و عذرهای مختلف میآورند؛ عذرهایی چون خبر نداشتن و بیاطلاعی. حال آنکه انسان باید مسئولیتهای خویش را بپذیرد. این واقعیت جامعه و راه پیروزی آن است که هر فردی مسئولیتهای خویش را بپذیرد؛ بدون آنکه نیازی به یادآوری و نیازی به توجیه برای تأخیر یا انجام ندادن آن باشد.
در آغاز این آیات، قرآن کریم افراد معذور یا مشمولان حرج را در سه گروه محصور میکند؛ ضعیفان و بیماران و کسانی که چیزی برای انفاق نمییابند، یعنی فقیران. فقط اینها معذورند، به این شرط که زبان اینها که تنها امکان آنهاست، در خدمت خدا و رسول او باشد. یعنی سخنِ سرچشمهگرفته از قلب نهایت قدرت و امکان آنهاست. اگر این امکان را در خدمت جامعه به کار گیرند، برایشان حرجی نیست که از پذیرش سایر مسئولیتها عقب بمانند. بنابراین، ضعیف و بیمار و فقیر معذورند. چرا؟ چون علت ضعف و بیماری و تنگدستی مانند علت ثروت و علم و تندرستی منحصر در شخص بیمار و ضعیف و تنگدست نیست. در بخشهای پیشین گفتیم کسی که مالک چیزی است یا چیزی را میبرد یا شیئی مادی یا معنوی را به دست میآورد، حتی سواد و سلامتی، حق ندارد آن را ملک خاص خود بداند. بلکه باید بداند در ایجاد این ثروت، این ویژگی، این توانایی و این فرهنگ، عوامل متعددی مشارکت داشتهاند. از همین رو، گفتیم که حق ندارد آن را احتکار کند یا آن را تنها در انحصار خود بداند یا مردم را از آن ویژگی یا توانایی محروم کند. قرآن آن را با خمس مشخص کرده است.
قرآن در این آیه تصویر دیگری را وصف میکند. چنانکه قدرت شخص قدرتمند صرفاً ملک او نیست، بلکه از اوضاع اجتماعی سرچشمه میگیرد و او تلاشی اندک در تأمین این توان صرف کرده، ضعفِ ضعیف نیز ناشی از سلوک و روش خاص او نیست. همچنین، بیمار در اثر رفتار خود بیمار نشده و تنگدست نیز بر اساس رفتار خاص فقیر نشده، بلکه همه این گروهها و همه مستضعفان به علت اوضاع