Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 67

رسالت الهی (بخش دوم)

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ قَد جاءَکُم مِنَ اللهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ .

و از جانب خدا نوری و کتابی صریح و آشکار بر شما نازل شده است.

﴿ یَهدِی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذنِهِ وَ یَهدِیهِم إِلی صِراط مُستَقِیم .

تا خدا بدان هرکس را که در پی خشنودی اوست به راه‌های سلامت هدایت کند و به فرمان خود از تاریکی به روشنایی‌شان ببرد و آنان را به راه راست هدایت کند.

(مائده، 16-15)

در این آیه باید در واژه «نور» تأمل کنیم و جویای علت تکرار آن هنگام سخن گفتن از کتاب‌های آسمانی و دعوت همه پیامبران باشیم. در انجیل، تورات، قرآن و در همه کتاب‌های آسمانی، واژه‌های «نور» و «هدی» و «کتاب» آمده است. اگر مفهوم نور را وضوح و صفا بگیریم، به مسئله‌ای می‌رسیم که بخشی از جوهر ضرورت دعوت پیامبران و ایدئولوژی ایمان به غیب است.

بررسی آیاتی که در مبحث پیشین خواندیم و پی بردن به اینکه از انسان خواسته شده که با همه هستی منسجم باشد و نقش تکوینی خود را ایفا کند، ما را مطمئن می‌سازد که میان انسان و نفسش و میان او و همنوعانش و نیز میان او و موجودات، روابط واقعی وجود دارد؛ و اینکه قدمت این روابط به قدمت خودِ انسان است و همراه با آفرینش او آفریده شده‌اند؛ و اینکه دین و تعالیمی که آن را تشکیل و پرورش می‌دهد، سبب بروز این روابط است. به همین علت است که در سوره رحمان و در برشمردن جایگاه نعمت‌های الهی عبارت «﴿عَلَّمَ القُرآنَ»[101] مقدم بر « ﴿ خَلَقَ الإِنسانَ »[102] است. این تقدم تأکید بر این است که وظایف و روابطی که در قرآن آمده و قرآن آن‌ها را بیان می‌کند و از آن‌ها پرده برمی‌دارد، حقایقی تکوینی و ازلی هستند و اموری قراردادی یا وضعی میان انسان‌ها نیستند. از دیگر سو اگر انسان بخواهد قوانین کاملی برای سازماندهی روابط خود با موجودات وضع کند، ناگزیر است که قوانین آسمانی را به کار گیرد، چراکه هر قانون وضعی، از فرهنگ محدود و عواطف خاص و منافع شخصی قانون‌گذار تأثیر می‌پذیرد و هر قدر هم که قانون‌گذار تلاش کند که از آن‌ها جدا شود، از عهده این کار برنمی‌آید. این ویژگی‌های قانون باعث می‌شود که در همه‌جا اجرایی نباشد. به عبارت دیگر، این ویژگی‌ها در اصلِ قانونی شائبه ایجاد می‌کند. اما اصلی که نور و صفا و وضوح است، بدون شائبه فرهنگ محدود یا مصلحت خاص یا عواطف شخصی، اصلی است که از آسمان می‌آید و از این عوامل تأثیر نمی‌پذیرد. البته، مسئله اطلاق و نسبیت در مباحث پیشین طرح شد. اکنون، آنچه را در دو مبحث پیشین بدان اشاره کردیم و قرآن کریم

[101]. «قرآن را تعلیم داد.» (الرحمن، 2)

[102]. «انسان را بیافرید.» (الرحمن، 3)