دارند، هرچند با یکدیگر دیدار نکرده باشند.
برای نجات کشور و با توجه به شکست تجربههای گذشته، باید هر کاری انجام داد. امّا خبر دیدار با جبهه یا دیدار با بعضی سران آن را در روزنامه السفیر خواندم و چیزی درباره آن نمیدانم. موضع من نیز همان است که در ابتدای پاسخ گفتم.
به نظر شما آیا نشست رهبران ادیان و مذاهب میتواند مسئولیت باز کردن راه را برای وفاق بر عهده بگیرد؟ چرا مدتی است این نشست برگزار نشده است؟
ما حدود یک سال پیش و بعد از دیدار با جناب مفتی [اهلسنت] و شیخ عقل دروزیها موضع خود را اعلام کردهایم و معتقدیم برگزاری این نشست ضروری است و فایده بسیاری دارد. برگزاری این نشست بستگی به موضع جناب پاتریارک دارد. ما بیصبرانه منتظر ایشان هستیم و به هیچ وجه بیانیه کنفرانس پاتریارکها و کشیشهای کاتولیک را درباره بیفایده بودن چنین نشستهایی قبول نداریم.
دعوت به تشکیل جبهه ملی فراگیر در این مرحله ضروری مینماید. موضع شما دراینباره چیست؟
شاید نظر من دراینباره با نظربسیاری دیگر متفاوت باشد. من معتقدم اگر منظور از جبهه فراگیر، آنگونه که میگویند، بازگرداندن توازن بین طرفها به صحنه باشد، این هدف، تا زمانی که توازن در اسلحه وجود نداشته باشد، تحقق نمییابد، مگر آنکه تصمیمات ریاض اجرا شود و اسلحههای موجود در نزد تشکل جبهه لبنانی، با توافق دولت قانونی، ساماندهی شود، بهطوری که مانع گسترش حاکمیت دولت به عرصههای گوناگون حکومتی نشود. در وضعیت فعلی، یعنی با تشکیل جبهه فراگیر و پدید نیاوردنِ توازن در سلاح، وجود جبهه فراگیر، تنش سیاسی را در لبنان بیشتر میکند. اگر جبهه جدید هم به سمت مسلح شدن برود، همین طور خواهد بود.
اگر بخواهیم از این طریق که جبهه فراگیر را امتداد گرایش قومی در کشور بدانیم، همان توازنی را که قبلاً بود، بازگردانیم، مشکل دوچندان میشود و به وخامت اوضاع میانجامد و رشته روابط موجود میان تشکل جبهه لبنانی و سوریه گسسته میشود.
به نظر من راهحل مشکل از دو راه به دست میآید :
اول. جمع آوری اسلحه از دست همه لبنانیان یا ساماندهی آن بهگونهای که مانعی بر سر راه دولت قانونی نباشد. در این صورت جبهههای سیاسی در فضای دموکراسی و بهدور از عقدهها تشکیل میشوند و قویتر بودن یکی از دو یا چند جبهه، هیچ خطری نخواهد داشت. مناسبترین راهحلْ این است.
دوم. دیدارهای دوجانبه که دیدگاه واحد و هدف واحد و روش واحد ایجاد کند. از رهگذر این دیدارها میتوان در مواضع و همپیمانیها انتظار تغییر داشت.
آیا در حال حاضر دیدار با جنبش ملی را ضروری میدانید؟
من به این سؤال اعتراض دارم، چون خودم و همراهانم را در جنبش محرومان و همچنین برادرانم را در نشست عرمون، جزئی از جنبش ملی میدانم و طبیعتاً من همیشه با خودم هستم! و اگر سؤال درباره دیدار با سازمانهایی است که شورای سیاسی را در ابتدای حوادث تشکیل میدادند، من در حال حاضر، در ضمن خطمشیای که در سؤال هشتم گفتم، با چند سازمان همنظر هستم.
امّا درمورد مشارکت شورای سیاسی به عنوان