ادامه همان جنگ پلید لبنان؟
جنگ جنوب قسمتی از جنگ پلید لبنان است که مکان آن تغییرکرده است و از این رو، ادامه همان توطئه نیز هست. طرفهای جنگ، اهداف جنگ، روش جنگ، و زیان همه کسانی که درگیر آن هستند، همگی همانهایی است که طی آن دو سال میدیدیم. تنها فرق آن ظاهر شدن اسرائیل است و به تعبیر دقیقتر، آشکار شدن نقش اسرائیل در صحنه.
این توطئهای چندجانبه است که از شکافهای لبنان و در اثر نبود نیروهای عرب و نزاع میان آنها رخنه میکند. البته نبود نیروهای عرب این بار با قبل فرق میکند، چراکه اسرائیل نیروهای بازدارنده عرب را که راهحل بحران بود، تهدید میکند. آنچه اکنون مطلوب است، فشار سیاسی و اقتصادی جهان عرب برای ورود این نیروها به جنوب است.
اگر بخواهیم منتظر ورود ارتش لبنان -که شاید چند ماه طول بکشد- بمانیم، مصیبت لبنان و بهویژه مصیبت مردم جنوب که حجم آن معادل مصیبت کل لبنان است، افزایش می یابد.
صدها هزار نفر از مردم بیگناه جنوب، همچون شنهای روان جابهجا میشوند، بدون آنکه علت این فاجعه را بدانند. قربانیان و مجروحان و ویرانیها و رکود اقتصادی نیز بر عمق فاجعه افزوده است.
بدون حل مشکل جنوب نمیتوانیم در لبنان صلح پایدار ایجاد کنیم و نهادهای لبنان را درست پایه گذاری کنیم.
نقش سوریه
نقش سوریه در بازگرداندن صلح به لبنان چیست؟ شما این نقش را چگونه میبینید؟ حدود آن را تا کجا میدانید؟
نقش سوریه بهطور کلی از ابتدای بحران، نقشی شرافتمندانه و طبیعی بود و جانشین راهحل اسرائیلی و بینالمللی، که سرآغاز تجزیه لبنان بود، به شمار می آمد.
وقتی انسان فداکاریهای ارتش سوریه را و قربانیانی را که در راه امنیت لبنان تقدیم میکند، میبیند، به اندازه شرافت این نقش و تأثیر عمیق آن در روابط آینده پی میبرد. با وجود خطرهای جزئیِ رو به افزایش، گذر زمانْ اهمیت این نقش را روشن خواهد کرد.
امّا حدود این نقش وقتی مشخص میشود که نهادهای ملی پایهگذاری شود و شهروند لبنانی در مقام انتخاب قرار داده شود تا جزئیات روابط میان سوریه و لبنان را ترسیم کند.
اعراب کجا کوتاهی کردهاند؟
درطی جنگ لبنان کشورهای عربی کجا کوتاهی کردند؟ لبنان در آغاز مصیبت خود چه توقعی از آنان داشت که برآورده نکردند؟ چرا شما آنان را مقصر میدانید؟ لبنان در دوره صلح چه انتظاری از دولتهای عربی-که در دوره جنگ نسبت به لبنان کوتاهی کردند- دارد؟
لبنان از آنان انتظار داشت که از ابتدای بحران موضعی واحد، همانند آنچه در ریاض رخ داد، در پیش بگیرند. شاید علت تأخیر آنان درک نکردن خطر جدّی بحران بود. شکی نیست که بخشی از عناصر توطئه، بحران لبنان را بهطور غیرواقعی به آنان نشان دادند، و این یکی دیگر از علتهای کوتاهی آنان بود.
نقش آنان در صلح همان نقش آنان در جنگ است : موضعی واحد در کنار برادر زخم خوردهشان که همواره به آنها کمک کرده و در آینده نیز میتواند نقش خود را ایفا کند.